{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت از چه‌کنم سینه‌سینه درد اینجاست

حکایت از چه‌کنم سینه‌سینه درد اینجاست
هزار شعله ی سوزان و آه سرد اینجاست

نگاه کن که ز هر بیشه در قفس شیری است
بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله مرد اینجاست

بیا که مسئله ی بودن و نبودن نیست
حدیث عهد و وفا می رود نبرد اینجاست

بهار آن سوی دیوار ماند و باد خوشش
هنوز با غم این برگ های زرد اینجاست

به روزگار شبی بی سحر نخواهد ماند
چو چشم باز کنی صبح شب نورد اینجاست

جدایی از زن و فرزند سایه جان! سهل است
تو را ز خویش جدا می‌کنند ، درد اینجاست!

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاستهزار شعله ی سوزان و آه ...

حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاستهزار شعله ی سوزان و آه ...

Have a Good Night 💤💙

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط