{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است

دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است

اسیر خاکم و پرواز سرنوستم بود
فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است

چگونه سر کند اینجا ترانه ی خود را
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است

هزار چشمه ی فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجویید؟ رو به رو سنگ است

مرا به زاویه ی باغ عشق مهمان کن
در این هزاره فقط عشق پاک و بی رنگ است
دیدگاه ها (۱)

‌‍ دلواپس گذشته مَباش و غَمَت مَبادمن سال‌هاست هیچ نمی‌آورم ...

حکایت از چه‌کنم سینه‌سینه درد اینجاستهزار شعله ی سوزان و آه ...

بوسه از کنج لب یار نخوردست کسی ره به گنجینهٔ اسرار نبرده‌ست ...

بی قرارت می کند، صدها چرای لعنتیکی به پایان میرسد این ماجرای...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁵ | در میان رگبارِ گلولهصبح روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط