{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیغه ی تبر همیشه سهم ساقه های من بود

تیغه ی تبر همیشه سهم ساقه های من بود
تو شب شهر فرنگی قسمتم تنها شدن بود
میدونستم که زمستآن ختم قصه ی درخته
اما تنهایی شکستن خیلی سخته خیلی سخته
دیدگاه ها (۲)

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد,طلب عشق ز هر بی سرو پایی نک...

غمگینم...همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتاد که بامع...

آمدی چه زیبا، گفتم دوستت دارم چه صادقانه، پذیرفتی چه فریبنده...

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

(Verse 1)I am the sun, burning in endless daysمن خورشیدم، پر...

The Price of Beingفصل اول _ یک شروع تلخ * "part 1"ب...

چندپارتی جین

از ترس تا اعتمادpart: 5 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط