{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و در نهایت اسلحه ای دارم

و در نهایت اسلحه ای دارم .
آن را روی شقیقه ام میگذارم .
آن را درست وقتی که به آینه دستشویی خیره شده ام روی شقیقه ام میگذارم و آنقدر فشار میدم که استخون سرم بشکنه و لولهٔ اسلحه توی چشمم فرو بره ...
اون وقت ....
آخ ....
شلیک چه لذتی دارد .
دیدگاه ها (۰)

سوزن سِرُم را توی دستش شکاند و شلنگش رو محکم بیرون کشید و آن...

تا جایی که یادمه از یک بزرگراه شروع شد ...آنجا که توی اگزوز ...

IT'S LIFE ...پذیرش این که ... ...پذیرش این که ...بیخیال ......

دستش را بالا آورد ، اما یک اسلحه در آن بود .قبل از آنکه فرصت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط