{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روح او پاره بود،روح من هم سوخته

روح او پاره بود،روح من هم سوخته
اما وقتی باهم بودیم زخم هایمان کمی کمتر درد میکردند،حتی وقتی باهم بودیم تحمل گذشته به دردناکیه همیشه نبود،وقتی باهم بودیم من حتی یک لحظه هم احساس تنهایی نمیکردم
دیدگاه ها (۶)

❁-خاطراتش تنها دلیلِ تپیدنِ قلبِ شکسته‌اش بود که برای ایستاد...

تو‌تا‌همیشه‌مسیح‌مقدسم‌میمونی!

تو نه‌ فقط‌ قلبم‌ بلکه‌ همه‌ چیزمو‌ به تسخیر گرفتی‌ نعناعِ‌ ...

_کثیف تر از این آدما که جلو چشمتن وجود نداره جونگ کوکی.+چرا ...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

part 24یونگی یکم بیشتر بهش نزدیک شد و دستش رو گذاشت نزدیک دس...

پارت ۶ | حرف‌هایی که هیچ‌وقت نگفته بودمزمستان از راه رسیده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط