{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p² ₩Ⱨł₮Ɇ ⱤØ₴Ɇ

p² ₩Ⱨł₮Ɇ ⱤØ₴Ɇ
........................................................
ویو ا.ت:بعد از اینکه از خونه هانول اومدم رفتم خونه و برای آزمون فردا درس خوندم،چند ساعت بعد هم با هانول رفتیم سالن

هانول:تخم سگ پدرم درومد مگه تو چقدر جون داریییییی

ا.ت: هووو بلند شو ببینم هنوز خیلی مونده فقط ۶ دور دوویدیم

هانول:بخدا همینجا خودمو خفه میکنمم

ا.ت:اونوقت باچی؟

هانول:هوی ا.ت،اون پسر جدیده رو میشناسی؟فکر کنم تو کلاسمونه

ا.ت:همون یارو که هیچ دوستی نداره؟

هانول:آره خودشه...انگار از یه سالن دیگه اومده اینجا اسمش فکر کنم جونگکوک یه همچین چیزی بود

ا.ت:پدسگ هواس منو پرت می‌کنی از زیر تمرین در بری...برات دارم هانوللللل

هانول:هانول مرددددددد

(خونه)

ا.ت:بعد از کلی تمرین برگشتم خونه...کل بدنم درد میکرد...بعد خوردن شام گرفتم خوابیدم...فردا هم تعطیله

ویو جونگکوک:چند وقتی میشد که سالنم جا به جا شده...امروز اون دختر جدیده رو دیدم و فکر کنم هم خودش هم دوستش باهم میان اینجا...یعنی باید کل روز تحملش کنمم؟؟خدایا به من صبر زیادی فرو...نه چیزه عطا کن

جونگکوک:اون نام(خواهرش)هم با خودم هم کلاسیه برم ازش جزوه امروز رو بگیرم

جونگکوک:اون نامممممممم(داد)

اون نام:هااااا چیهههههه

جونگکوک:جزوه امروز رو بهم میدی خوشگلم؟

اون نام:داری بچه خر میکنی؟نه میخواستی بنویسی

جونگکوک:تروخدا بده دیگه

اون نام:به یه شرط

جونگکوک:چی

اون نام:باید تا دوهفته منم باهات بیام سالن

جونگکوک:سخته ولی می ارزه...باش

(فردا صبح)

ا.ت:امروز قرار بود با هانول و دوست جدید مون اون نام بریم بیرون خرید...ما تازه چند ماهه با اون نام دوست شدیم ولی خیلی ازش خوشمون میاد و دختر خوبیه

هانول:آماده ای؟

ا.ت:مگه من چقدر پیشرفتم که تو ده دقیقه آماده شم...تو خودت سه ساعت طول می‌کشه آماده شی...زنگ میزنم اون نام

ا.ت:اون نام آماده ای؟من میام دنبالتون

اون نام:اره من آمادم

ا.ت:باشه پس الان میام

ا.ت: رسیدم دم خونه اون نام...چشماش خیلی شبیه جونگکوکه همین طور فامیلش...ولی رفتاراشون کاملا باهم متفاوته...فکر نکنم خواهر برادر باشن

اون نام:سلام خوشگله

ا.ت:سلاممم چطوریییی

اون نام:مرسیی

ا.ت:میگم...تو و جونگکوک باهم خواهر برادرین؟

اون نام: اره چطور؟

ا.ت:همین طوری

داشتم با اون حرف میزدم که جونگکوک اومد نزدیک ماشین و اون نام رو صدا زد

جونگکوک:ماهی جان گوشیتو جا گذاشتی(تعجب)سلام من برادر اون نامم

ا.ت:سلام کیم ا.ت دوست اونامم خوشبختم

اون نام:ا.ت بریم دیگهه

ا.ت:باشههه
.......................................................
دیدگاه ها (۰)

p³ ₩Ⱨł₮ ⱤØ₴Ɇ...................................................

p¹ ₩Ⱨł₮Ɇ ⱤØ₴Ɇ..................................................

عزیزان و گرامیان من رو باسنم گذاشتید چون امروز پارت نذاشتم ب...

آتیشی که از بارون شروع شد part 40ویوی ا. تتوی راه خونه پدر ج...

آتیشی که از بارون شروع شدprt18ویوی ا. تبه فلش روی میز نگاه ک...

Love in the dark⑤⑧چند ساعت بعدبرگشتم خونه لامپ ها همه خاموش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط