{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انکه انسان است و انسانیت را زندگی میکند برایش انسانیت ملا

انکه انسان است و انسانیت را زندگی میکند برایش انسانیت ملاک است و بس . شهر برایش مهم نیست

تحقیر و تفاخر بخاطر نژاد ظالمانه است چون نخواستم
من انتخاب نکردم
اگر حکمت خداست یا جبر جهان خلقت
گناه من چیست
فلان دختر افغانی اذری تهرانی اصفهانی کرد و مازنی و لر و .... است ما با انها وصلت نمی کنیم
ما با فلان طایفه مشکل داریم
نه ما را چه رسد که با فلان طایفه هم بستر و هم نطفه شویم و رحم بگیریم و ....
مرخرفاتی که در لابه للای ان دخترانی که باید زیباترین انسان ها را به جامعه جهانی هدیه کنند به نابودی می روند .و مجلور می شوند در سن هفت سالگی رحم شکل نگرفته خود را در اختیار الت پیر مرد هفتاد ساله ای قرار دهند
چون نژاد و مذهب چنین خواسته
ولی بویی از انسانیت نیست ....

لر و کرد و بلوچ و فارس و ترک و مازنی و گیلک چه فرقی میکند اگر همه انسان باشیم و سر به راه انسانیت بگذاریم و همانطور که امیرالمومنین قانون طلایی تمام و فصل الخطاب تمام و ادیان سامی و غیر سامی را بیان فرمودند
و .نقطه اتمامی بر تمام این دعواها گذاستند
و فرمودند
ملاک تقواست
هرچه برای خودمان دوست داریم و می پسندیم برای دیگران دوست داشته باشیم و بپسندیم
و کلام پدر را سیدالشهدا علیه السلام
فریاد زدند که
آزادمرد باشید حتی اگر دین ندارید و در دین تان انسانیت تعریف نشده است
راستی کاش برای دیگران می پسندیدیم انجه برای خود می پسندیم
سوالی که بارها و بارها
در طول این داستان تکرار میشود

براستی اگر خواهر خودت بود این کار را انجام میدادی ؟؟؟

سوالی که همیشه مطرح بود بین من و محمد و مسعود و علی و سعید و حامد و حسین و اسماعیل و رضا و روح الله و مصطفی و محمد و محمود و ....
دوستانی که جمع می شدیم و مشغول فسق و فجور میشدیم
ولی باری خودمان خطوط قرمزی داشتیم
ناموس
حرمت نون و نمک
راز داری
و تا پای جان پای رفاقت ایستادن
حرمت پدر و مادر

منتظر بودیم خانه ای خالی شود
پدر و مادری به مسافرت برود و کلید و خانه خالی و ویدیو و سی دی که تازه امده بود و فیلم فارسی و قلیان و سیگار و ورق ...
شاید دوبار قیصر را می دیدم
و گاهی
دوبار یا سه بار فردین را

نه عرق نبود باور کن
عرق نمی خوردیم

تا صبح می نشستیم نماز صبح را می خواندیم نان سنگگ می گرفتیم و صبحانه و بعد تا عصر می خوابیدیم ...
ان روز ها نان سنگگ در قم قبل از نماز صبح اماده بود
خدا رحمت پدر شیخ بهایی را که نان سنگک را اختراع کرد و دستور پختش را ابداع کرد
ارد سبوس بر روی سنگ های مخصوص
که بهترین علاج دردهای استخوانی و پیری است . اری برای کمر هم خوب است
برای ساق پا و کمر
نخند ولی برای شب هم خوبی است حتی برای موی سر
اگر اردش سبوس داشته باشد
خدا همه امواتتان را رحمت کند
پدرم ....
دیدگاه ها (۰)

خدا رحمت کند همه اموات و اسیران خاک را . از نماز صبح که می ...

مجبور می کردند تا دستانش را با اب سرد بشورد و بعد یا خودکار ...

بدور از چشم بزرگ تر ها ببینیم شرم حضور داشتیم خجالت میکشیدیم...

خیلی گرم و صمیمی و بدون تعارف میخواهم برایتان داستان بگویم ق...

۱آن روز صبح هوای بهار آنقدر خُنک بود که پنجره ها را بخار پوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط