پارت هفتم
پارت هفتم
[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی اونم عاشق توعه ولی به روی خودش نیاورده و توی تولدت دوستت.....]
رسیدین خونه.پیاده شدین و میخاستین برین داخل که دست هیونو گرفتی
هیونجین: انقد دوسم داری دستمو گرفتی؟
ا.ت عهههه ! تو سریع تر برو لباساتو عوض کن من رومی رو مشغول میکنم
هیونجین خندید و گفت: نه تو دوسم داری دستمو ول نمیکنی
ا.ت: ایش بیا😒
هیونجین💘😂
بعدشم رف داخلو سریع لباشو پوشید و یه عطر ملایم و خوش بو زد به ا.ت پیام داد که بیان داخل
اومدن داخل. چراغا خاموش بودن.رومی گفت: نکنه برقا رفته؟
که یهو لامپا روشن شدنو مهمونا و اعضا گفتن: سورپرایزززز🥳🥳🥳🥳🥳
رومی خندید و تورو بغل کرد و ازت تشکر کرد
رومی: ممنونم
ا.ت: این حداقل کاری بود که میتونستم برای دختر مورد علاقم انجام بدم حالا هم ولم کن یلحظه.هیون لباسا کجان؟
هیونجین: بالا تو اتاق سمت چپ
ا.ت: باشه ممنونم هیونی بوس بهت😘
بعدشم با رومی رفت بالا. هیونجین قرمز شد
چان: دیدی اونم از تو خوشش میاد
هیون: 😊
ویو ا.ت
اول من لباسامو پوشیدم یه لباس سفید (عکسشو میزارم)از رومی پرسیدم که چطوره گفت: من وقتی ماشین خواب بودی گفتم شبیه فرشته ها شدی ولی الان واقعا شبیه فرشته ها شدی♡هیونجینم همینو گفت.
ا.ت: هیونجین؟(تعجب)
رومی: آره
بعدشم از اتاق بیرون رفتی تا رومی لباس بپوشه و موهاشو درست کنه
بعد از چند دقیقه رومی اومد بیرون. خیلی خشکل شده بود. دستای همو گرفتین و رفتین پایین. همه به شما نگاه میکردن رومی رفت پیش بقیه ی مهمونا توهم پیش اعضا رفتی
همه به تو نگاه میکردن.
ا.ت: چیه خشکل ندیدین تا حالا؟
چان: ا.ت خیلی خشکل شدی
سونگمین: دقیقا پیرمرد
همه خندیدن
چان: الان بهت چیزی نمیگم تا امشب خراب نشه
هیونجین: شبیه فرشته ها شدی
ا.ت: واقعا؟
لینو: برای اولین بار باهات موافقم هیون
سونگمین در حال جر خوردن
هیونجین: 😒😒
ا.ت: بچه ها الان اگه میشه انقد به من نگاه نکنین امشب تولد رومیه نه من
چان: راس میگه زشته
ا.ت: من برم کیکو بیارم
هیونجین: منم میام
ا.ت به نشانه ی تایید لبخند زد و رفتن
چان رو به اعضا: بچه ها این دوتا چقد بهم میان مگه نع؟
هان: خیلی
ا.ت و هیونجین کیک رو آوردن و آهنگ پلی شد
"HAPPY BIRTHDAY TO YOU....
رومی اومد جلوی کیک و میخاست فوت کنه که ا.ت نذاشت و گفت: خاککک تو سرت اول آرزو کن
رومی چشاشو بست و آرزو کرد و شمع ها رو فوت کرد. کیکو برید و یه تیکشو گذاشت دهن ا.ت و بعدشم برای مهمونا برید.
بعد از خوردن کیک
آی ان رفت جایی که همه رو ببینه و گفت: اهمم همگی توجه کنید الان آهنگ پلی و شما باید یکی رو یار انتخاب کنید تا باهاش برقصید.
ا.ت: چیشد من چرا نمیدونم؟
چان: ایده ی هیونه
آهنگ پلی شد همه دنبال یار برای رقص بودن. ا.ت و اعضا نشسته بودن که یهو....
ادامه پارت بعدی💕
[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت یکطرفس ولی اونم عاشق توعه ولی به روی خودش نیاورده و توی تولدت دوستت.....]
رسیدین خونه.پیاده شدین و میخاستین برین داخل که دست هیونو گرفتی
هیونجین: انقد دوسم داری دستمو گرفتی؟
ا.ت عهههه ! تو سریع تر برو لباساتو عوض کن من رومی رو مشغول میکنم
هیونجین خندید و گفت: نه تو دوسم داری دستمو ول نمیکنی
ا.ت: ایش بیا😒
هیونجین💘😂
بعدشم رف داخلو سریع لباشو پوشید و یه عطر ملایم و خوش بو زد به ا.ت پیام داد که بیان داخل
اومدن داخل. چراغا خاموش بودن.رومی گفت: نکنه برقا رفته؟
که یهو لامپا روشن شدنو مهمونا و اعضا گفتن: سورپرایزززز🥳🥳🥳🥳🥳
رومی خندید و تورو بغل کرد و ازت تشکر کرد
رومی: ممنونم
ا.ت: این حداقل کاری بود که میتونستم برای دختر مورد علاقم انجام بدم حالا هم ولم کن یلحظه.هیون لباسا کجان؟
هیونجین: بالا تو اتاق سمت چپ
ا.ت: باشه ممنونم هیونی بوس بهت😘
بعدشم با رومی رفت بالا. هیونجین قرمز شد
چان: دیدی اونم از تو خوشش میاد
هیون: 😊
ویو ا.ت
اول من لباسامو پوشیدم یه لباس سفید (عکسشو میزارم)از رومی پرسیدم که چطوره گفت: من وقتی ماشین خواب بودی گفتم شبیه فرشته ها شدی ولی الان واقعا شبیه فرشته ها شدی♡هیونجینم همینو گفت.
ا.ت: هیونجین؟(تعجب)
رومی: آره
بعدشم از اتاق بیرون رفتی تا رومی لباس بپوشه و موهاشو درست کنه
بعد از چند دقیقه رومی اومد بیرون. خیلی خشکل شده بود. دستای همو گرفتین و رفتین پایین. همه به شما نگاه میکردن رومی رفت پیش بقیه ی مهمونا توهم پیش اعضا رفتی
همه به تو نگاه میکردن.
ا.ت: چیه خشکل ندیدین تا حالا؟
چان: ا.ت خیلی خشکل شدی
سونگمین: دقیقا پیرمرد
همه خندیدن
چان: الان بهت چیزی نمیگم تا امشب خراب نشه
هیونجین: شبیه فرشته ها شدی
ا.ت: واقعا؟
لینو: برای اولین بار باهات موافقم هیون
سونگمین در حال جر خوردن
هیونجین: 😒😒
ا.ت: بچه ها الان اگه میشه انقد به من نگاه نکنین امشب تولد رومیه نه من
چان: راس میگه زشته
ا.ت: من برم کیکو بیارم
هیونجین: منم میام
ا.ت به نشانه ی تایید لبخند زد و رفتن
چان رو به اعضا: بچه ها این دوتا چقد بهم میان مگه نع؟
هان: خیلی
ا.ت و هیونجین کیک رو آوردن و آهنگ پلی شد
"HAPPY BIRTHDAY TO YOU....
رومی اومد جلوی کیک و میخاست فوت کنه که ا.ت نذاشت و گفت: خاککک تو سرت اول آرزو کن
رومی چشاشو بست و آرزو کرد و شمع ها رو فوت کرد. کیکو برید و یه تیکشو گذاشت دهن ا.ت و بعدشم برای مهمونا برید.
بعد از خوردن کیک
آی ان رفت جایی که همه رو ببینه و گفت: اهمم همگی توجه کنید الان آهنگ پلی و شما باید یکی رو یار انتخاب کنید تا باهاش برقصید.
ا.ت: چیشد من چرا نمیدونم؟
چان: ایده ی هیونه
آهنگ پلی شد همه دنبال یار برای رقص بودن. ا.ت و اعضا نشسته بودن که یهو....
ادامه پارت بعدی💕
- ۱۱.۸k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط