{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و اون قدیما همیشه علاجی برای هر دردی بود مثِ

و اون قدیما همیشه علاجی برای هر دردی بود مثِ
روغنِ چرخ خیاطی برای ناله‌های لولای در
مثل دوا گلی برای ‌زخم‌های کودکانه سرِ زانو، مانند
آغوش "مادر" برای باریدنِ همه بغض‌ها و حالا
چقدر دستِ ما خالی شده است...
دیدگاه ها (۲)

خیالت راحت ؛هم عادت می کنی ، هم فراموش ... یک روز ، در حالی ...

خونه قدیمی هرچقدر بهار و تابستونش باصفاست همون قدر هم پاییز ...

یک ذره اگر که بور بـاشے عالے است 😂شـفّـاف تـر از بـلور باشے ...

به چه کار آیدت آن دل که به جانان نسپاری...؟#سعدی

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

دخترک با دوق لبخند زد ولی این از نظر گرفتگی گلویش از شدت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط