واییی کشتید منو اینم اتو لباس مدرسش
واییی کشتید منو اینم اتو لباس مدرسش
پارت دهم
جیمین ویو
حتما کار اون چان عوضیه هه نگا کن بلند شد تا اعتراف کنه ولی ن بلند شد ک بره بازوشو گرفتم کشیدم سمت خودم
-ب چ جرعتی این کارو کردی
=ب من چ ربطی داره؟؟؟
یهو ات گفت
+جیمین بهش کار نداشته باش البته نمی خوام طرفش باشم ولی اون کاری نکرده
-ت از جا می دونی؟؟؟؟
+ولش کن تا بگم
محکم هولش دادم ک افتاد رو زمین و ات جلوش زانو زد
+نمی خوام ازت دفاع کنم بلند شو برو سر جات بشین مث بچه ادم
-خب نگفتی
ات و چان بلند شدن ات جلوم وایستاد و چان رفت سر میزش
+کسی ک این کارو کرده من بودم چون می خواستم انتقام سونی رو بگیرم
-دختر کوچولو فک مردی با کی در افتادی
+باید اینو ب خودت بگی
ایش دختره ی رو مخه
دستشو گرفتم و چس بودمش ب دیوار ت چشاش زل زدم یعنی اون روز این چشای قشنگو اشکی کرده بود ن ن جیمین ب خودت بیا
یهو دو تا دستامو گرفت و پیچوند اخخخ بعد منو انداخت رو کولش بعد رو زمین
+حالا فهمیدی با کی در افتادی؟؟؟ دیگه دور و بر هیچ دختری نبینمت پارک جیمین
-اییییی چقدر جرعت داری
بلند شدم و انداختمش رو کولش ولی داشت ب پشت خم می شد ک بپره پایین محکم تر گرفتمش و بردمش ب بخش ارامش و انداختم زمین و درو قفل کردم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خماری🙂
پارت دهم
جیمین ویو
حتما کار اون چان عوضیه هه نگا کن بلند شد تا اعتراف کنه ولی ن بلند شد ک بره بازوشو گرفتم کشیدم سمت خودم
-ب چ جرعتی این کارو کردی
=ب من چ ربطی داره؟؟؟
یهو ات گفت
+جیمین بهش کار نداشته باش البته نمی خوام طرفش باشم ولی اون کاری نکرده
-ت از جا می دونی؟؟؟؟
+ولش کن تا بگم
محکم هولش دادم ک افتاد رو زمین و ات جلوش زانو زد
+نمی خوام ازت دفاع کنم بلند شو برو سر جات بشین مث بچه ادم
-خب نگفتی
ات و چان بلند شدن ات جلوم وایستاد و چان رفت سر میزش
+کسی ک این کارو کرده من بودم چون می خواستم انتقام سونی رو بگیرم
-دختر کوچولو فک مردی با کی در افتادی
+باید اینو ب خودت بگی
ایش دختره ی رو مخه
دستشو گرفتم و چس بودمش ب دیوار ت چشاش زل زدم یعنی اون روز این چشای قشنگو اشکی کرده بود ن ن جیمین ب خودت بیا
یهو دو تا دستامو گرفت و پیچوند اخخخ بعد منو انداخت رو کولش بعد رو زمین
+حالا فهمیدی با کی در افتادی؟؟؟ دیگه دور و بر هیچ دختری نبینمت پارک جیمین
-اییییی چقدر جرعت داری
بلند شدم و انداختمش رو کولش ولی داشت ب پشت خم می شد ک بپره پایین محکم تر گرفتمش و بردمش ب بخش ارامش و انداختم زمین و درو قفل کردم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خماری🙂
۶.۰k
۱۹ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.