{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی،

مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی،


حدیث درد فراق تو با تو بگذارم،


و گرنه این چه نمازی بود که من با تو،



نشسته روی به محراب و دل به بازارم؟!
دیدگاه ها (۱)

غَم ات در نهانخانۀ دل نشیند !

ای پیکِ پِی خُجسته که داری نشانِ دوست،با ما مگو بجز سخنِ دل ...

من درد تُو را زدست آسان ندهم،دل بر نکنم زدوست تا جان ندهم،از...

ای دوست قبولم کن و جانم بستان،مستم کن و وز هر دو جهانم بستان...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بسیار فرق است بین دوست...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

آقاجانبا یاد تو نشسته ام، در راهی که عبور کنی، می‌خواهم در آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط