من منم
من منم
می خواهم من باشم
تنم خسته از دردهای عشق او
روحم آشفته از زخم های عشق اوست
می خواهم با خودم خلوت کنم
می خواهم جویای حال روحم باشم
اری!
تعجب نکن
این منم...
دیگر نمی خواهمش
به همین سادگی...
به زیر همان مهتابی که عهد بستیم
او.شکستش و من ماندم... عهد میشکنم...
می دانی...؟
چیزی که شکست مثل اولش نمی شود...
و حال...
دیگر نمی خواهمش.
به پاس همان روزهایی که مرا نخواست.
می خواهم من باشم
تنم خسته از دردهای عشق او
روحم آشفته از زخم های عشق اوست
می خواهم با خودم خلوت کنم
می خواهم جویای حال روحم باشم
اری!
تعجب نکن
این منم...
دیگر نمی خواهمش
به همین سادگی...
به زیر همان مهتابی که عهد بستیم
او.شکستش و من ماندم... عهد میشکنم...
می دانی...؟
چیزی که شکست مثل اولش نمی شود...
و حال...
دیگر نمی خواهمش.
به پاس همان روزهایی که مرا نخواست.
- ۱.۱k
- ۰۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط