{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
#تکپارتی
#درخواستی

(وقتی دخترتون...)

*چان یک شلوار راحتی بگ مشکی بدون پیراهن پوشیده بود، ا.ت یک تاپ تنگ زرشکی با شلوارک راحتی مشکی پوشیده بود.*

*ا.ت و چان روی تخت دراز کشیده بودند که چان از پشت ا.ت رو بغل کرده بود و گردنش رو میبوسید که ا.ت به سمت او چرخید و دستاشو دور گردنش حلقه کرد و چان دستاشو دور کمر ا.ت حلقه کرد.*

_خیلی امشب زیبا شدی، فرشته من!! [چان با عشق زمزمه کرد]
و تو هم خیلی جذاب شدی، مرد من! [ا.ت با لبخند گفت]
_پس باید بهم جایزه بدی بخاطر جذاب بودنم. [با خنده گفت]

*ا.ت آروم لباشو روی لبای چان گذاشت و او رو با عشق بوسید که چان کمر ا.ت رو فشار داد و ا.ت آروم ناله کرد اما صدای باز شدن در اتاق باعث جدا شدن آنها شد.*

*در چهارچوب در یک دختر کوچولوی ۲ ساله با خرس عروسکی در بغلش ایستاده بود و چهره‌ی خواب آلودش بسیار ناز بود.*

ویو ا.ت: من و چان از بوسه جدا شدیم و دخترمون رو دیدیم که با چشمای خواب آلود اونجا ایستاده.

لیلی، پرنسس کوچولو، بیا اینجا! [زمزمه کردم]
=مامان، بابا، میشه با شما بخوابم؟[لیلی با لبخند ناز گفت]
_حتما، دختر کوچولوی من. بابایی و مامانی دلشون برات تنگ شده بود.[چان با مهربانی لب زد]

*ا.ت لیلی رو روی تخت گذاشت و لیلی بین آنها دراز کشید و ا.ت و چان اون دخترک رو بغل کردند که لیلی گونه های هر دوی آنها رو بوسید.*

_بابایی دوستت داره، لیلی! [با لبخند گفت]
و مامانی عاشقته! [با محبت لب زد]
=منم... هر دو تاتون رو دوست دارم. [با خمیازه گفت]

*لیلی بین ا.ت و چان به خواب رفت و هر دوی آنها قبل از خواب همدیگر رو سطحی بوسیدند بعد کنار دخترشون خوابیدند.*

*ساعت ۳ صبح*
*لیلی از خواب بیدار شد و به اطرافش نگاه کرد و متوجه لباسای والدینش شد بعد به شانه ی پدرش زد.*

_هومم؟ لیلی؟ چرا بیداری، پرنسس؟ [با تعجب پرسید]
=بابایی، چرا پیراهن نداری؟ [با کنجکاوی گفت]
_[خندید] چون هوا گرمه
=آهااا [با معصومیت گفت]

*لیلی روی شکم چان دراز کشید و چان موهای دخترش را نوازش کرد که هر دو به خواب رفتند.*

☆END☆
دیدگاه ها (۷)

سلام خوشگلای من 🌻امیدوارم از سناریو هایی که مینویسم خوشتون ب...

#سناریو #تکپارتی#درخواستی(وقتی تو خونه نبود...)ویو فلیکس: نز...

#سناریو#تکپارتی #درخواستی (وقتی باهم به سفر رفتید...) ویو سو...

#سناریو#دوپارتی"پارت ۲" "پارت آخر"(وقتی...)*هانا به ا.ت نگ...

#سناریو#چهارپارتی"پارت ۴" "پارت آخر"(وقتی پسرتون...)*چند...

اینجا رئیس منم پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط