صبحـانـه را بـا یـک چـای سـر مـی کنـم
صبحـانـه را بـا یـک چـای سـر مـی کنـم
نـاهـار را بـا دو لقمـه نـان
شـام را هـم کـه اشتهـا نـدارم !
مـادرم همیشـه مـی پـرسـد :
" چـرا غـذا نمـی خـوری ؟ "
و مـن مثـل همیشـه ، سیـرم !
او کـه نمـی دانـد آنقـدر بـرایـم غصـه گـذاشتـه ای ،
کـه هـر چـه میخـورم تمـامـی نـدارد . . .
نـاهـار را بـا دو لقمـه نـان
شـام را هـم کـه اشتهـا نـدارم !
مـادرم همیشـه مـی پـرسـد :
" چـرا غـذا نمـی خـوری ؟ "
و مـن مثـل همیشـه ، سیـرم !
او کـه نمـی دانـد آنقـدر بـرایـم غصـه گـذاشتـه ای ،
کـه هـر چـه میخـورم تمـامـی نـدارد . . .
- ۱.۹k
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط