{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت

دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت

شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست

دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت

نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست

صدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت
دیدگاه ها (۱)

دعا کن که فراموشی بگیرم همون بهتر که دستامون جدا شهشاید قسمت...

آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشستحال وقتی به لب پنجره ...

شکسته ساقی جام شرابمبه درد عاشقی چاره ندارمپر کن ساقی این جا...

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 121✦....

🍀 چهار برگ برای یک سرنوشتP.05 | خانه‌ای که خانه نبودآن شب، ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط