{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این شب سرد، بیدارم و بس

در این شب سرد، بیدارم و بس

دلتنگ توام، درگیر قفس

با هر چه صدا، با هر چه نفس

فریادرس تو، ای عشق

من از تو دل نمی کندم، تو با من همسفر بودی

کنارت زندگی کردم، تو از من بی خبر بودی

جز داغ از تو ندیدم، ای عشق خاموش

یاد فراموش، در شب سرد

خاموشم و سرد ، با یاد تو من

گفتم دل از این بیراهه بکن

من خسته ام از آواره شدن

فریاد از تو، ای عشق
دیدگاه ها (۲)

خداوندامرادریاب که دیگرروبه پایانم/تمام تن شده زخمی؛زتیغ هم ...

یکی موندو یکیمون رفت جهان ما دو قسمت شد یکی تنها توی خاکش یک...

تو کجایی سهراب؟خانه ی دوست فرو ریخت سرم!آرزویم را دستی دزدید...

قرار بود پاییز برگردی گفتی که حالت باز خوب میشهمن تو همون خی...

قصه تلخ از عشق

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

عشق شرطی

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

شعر و غزل

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط