اسکارلت! من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته‌ی

اسکارلت! من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته‌ی ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و به هم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشته‌ام. آنچه که شکست شکسته! و من ترجیح می‌دهم که در خاطر خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تا اینکه آن تکه‌ها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده‌ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمانم ببینم!...

- نُقطه ‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

رمان انتقام ازدواج کامل

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

007-پنهان در مه - پارت ۶۳

سناریو: ماه سرخ

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۵چند روز دیگه گذشت...چویا تقری...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

اسکارلت : من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط