{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

------

------
تقصیر من نبود
از وقتی چشم ترکاندم
چشمم دنبال کسی بود که نبود
از وقتی دست و پام را پیدا کردم
رد گرمای دستی توی دستم بود که رهایم کرده بود
پاهام داشتند حوالی یک نفر می پلکیدند، که نبود
تقصیر من نبود، بی رحمانه است این قصه
می دانی کجای این قصه بی رحمانه است؟
آنجا که تو انتخاب نمی کنی
بلکه انتخاب می شوی
عشق تو را انتخاب می کند
بی آنکه بخواهی باید عاشق شوی
و دلی که باید سرجاش باشد
نیست...
رفته ...
دیدگاه ها (۲۰)

وقتی‌ همدیگر را به آغوش می‌کشیمنمی‌ دانیم چکار کنیم !شنیده‌ا...

------همه میگویند: چه مهربان است این مَرد!و کسی نمیداندلبخند...

---از توبا اسب های دریایی حرف میزنمبا هشت پاهای غول پیکرو نه...

لطفا یک نفر به عرض مسول این بی سرو سامانی برساندخسته ام ..مر...

کمی که اضافه‌وزن پیدا کنی، تازه می‌فهمی آدم‌ها چطور می‌توانن...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

شاهزاده دوست داشتنی من

سرنوشت(ویو من)اون شب اصلاً نتونستم بخوابم...هر بار چشمامو می...

🔺روایتی از رتبه اول کنکور که جای دانشگاه، جبهه را انتخاب کرد...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط