{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامانم با دیدن کوک اخم هاش غلیظ تر شد و گفت شما و کوک گفت

مامانم با دیدن کوک اخم هاش غلیظ تر شد و گفت شما و کوک گفت اومدم دختر هارو ببرم با شنیدن صدای کوک خواهرم بدو بدو رفت و پاهاشو و بغل کرد و بلند داد زد بابا که کوک هم متقابل بغلش کرد با گفتن حرف بابا مامانم هم عصبی هم شوکه بود و با عصبانیت پرسید بابا؟
که کوک هم گفت بله من پدرشم که با این حرف مامانم با اخم برگشت سمت من و گفت این مرده کیه......
دیدگاه ها (۱)

من خوابم میاد بقیه اش برا فردا بای بای

خب خب نظرتون چیه بقیه اشو بگم

چند روز بعد قرار شد برم موضوع رو به مامانم بگم که دیگه نمی خ...

در همان لحظه بود که من چشمانم از کاسه زد بیرون و پشمانم ریخت...

Fake taehyong part : 13 دخترا دوتایی به سمت در رفتن از پشت د...

پارت ۳۴ جونگ‌کوک مدت زیادی به جمله‌ی روی صفحه خیره ماند.«رمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط