{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تازه چشم‌ها رو لیزیک کرده بودم یه خواستگار عینکی واسم اوم

تازه چشم‌ها رو لیزیک کرده بودم یه خواستگار عینکی واسم اومد، به مامانم گفتم نه عینکی دوست ندارم، گفت تا دو هفته پیش می‌گفتی مامان، می‌رفتی سمت بابات😐

🆔 @GizmizTel 💯
دیدگاه ها (۲)

گذشته / حالتناقضی آشکار در سبک و شیوه زندگی!🆔 @GizmizTel 💯

تمام سوال ها به مامان ختم میشه...🆔 @GizmizTel 💯

گازش بگیری😍 💝 البته فکر کنم اینو دایناسور گاز گرفته😑 🆔 @Giz...

چرا ماشینو اینجوری کرده؟😳 محرم شروع شده جنگ که شروع نشده🆔 ...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

shede and shineپارت 8+رفتیم خونه تو اتاقم دراز کشیدم که گوشی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سلام سلام من اومدم ببخشید اگه چند مدت نبودم مرسی که با این ک...

ادامه پارت سوم

BTS Reaction اداستان:تو عضو هشتم BTS هستی و بعد از یه دعوای ...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط