نمیتونم

+نمیتونم
_ازت متنفرممممممم
+چرا داری دورغ میگی هوم؟؟من که میدونم حسم دو طرفس
_دو طرفع؟؟؟؟فکر کردی من عاشقهههه قاتله برادرم میشممممم
+برادرت نمردهههههههههه(داد)
_............چ.....چی......
+من اونو نکشتم احمققققق (داد)
_ن...نکشتیش؟؟؟؟؟....ک...کوک...لطفن منو ببر پیششش هق ....خاهش میکنمممم...هق....
+بس کن یجی بس کنننننن(داد)

نزدیک صورتت شد

+من دارم کله سعی مو میکنم تا کاری کنم بدون اینی که صدمه ای ببینی تورو از این ماجرا بیرون بیارم ولی تو مدام داری کارمو سخت تر میکنی
_ببینم.....تو...واقعن....یه خوناشامی......میخام از زبون خودت بشنوم....م...ن....عاشقه یه خوناشام شدم؟؟(گریه)
+یجی...من...(گوشیه کوک زنگ میخوره)

کوک از یجی دور میشه و گوشیش رو از جیبش بیرون میاره با دیدنه اسم پدر چند باری شت رو برزبونش اورد تا اینکه جواب داد

+بله پدر
■کوک...چرا صدات بد میاد
+ه...هیچی
■فردا برگرد خونه
+بابا من اینجا یه خورده کار دارم تموم کردم میام
■کار؟؟نکنه یکی فهمیده تو کی هستی
+....چ..چی..نه...
■دروغ نگو...چطور جرعت میکنی به پدرت دروغ بگی هانننن...زود باش بگو اون کیه کوک
+ک..کیم...یجی
■اون یه دختره؟؟؟؟اه...چطور تونستی اجازه بدی یه دختر بفهمه تو کی هستی
+ببخشید پدر
■اونو فردا با خودت بیار اینجا میخام ببینم چه کسی انقدر باهوش بوده که تونسته بفهمه کی هستی
+چییی...چرا....
■کاری که گفتم رو انجام بده کوک

قط



پارت ۲۱
چراااا مثل قبل انرژی نمیدییییییددددددد
اصلن قهرم تا فردام جدیدو نمیزارم🗿🔪🔪
دیدگاه ها (۱۴)

+اوفففف،،،،گندش بزنم..._ببینم خونوادتم خوناشامن؟+اهم....و بد...

گفتم بزارم بیشتر برید رو فاز فیک🌚🏃‍♀️

(هوا کم کم تاریک میشه (خوبب زمستون هوا زود تاریک میشهههه نبی...

لباس کوک که تنت بود رو دراوردی و پرتش کردی تو سطل زبالت..لبا...

p..86لیژان و دینگ یوشی متوجه خراب شدن هوا شدن باد بدی میوزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط