ات چیه
ات: چیه؟
کوک: من نمیتونم صبر کنم تا آخر هفته...لطفااااا
ات: کوک گفتم که نه.
کوک: ات تو خیلی نامردی...من یه پسر شیطونم...
ات خندید و رفت و با حوله جلوی کوک ایستاد و گفت: واقعا انقدر شیطونیت گل کرده
کوک دستشو به سمت بند حوله برد و ات رو کشید روی پاهاش.
کوک اروم میگه : من خیلی دوستت دارم...اصلا یادم نمیاد قبل تو چی منو خوشحال میکرد...خیلی خوشحالم که اومدی توی زندگیم..
ات: منم دوستت دارم...
کوک گردن ات رو بوسید کبود کرد...
ات دستاشو دور گردن کوک حلقه کرد و گفت: عاشق این کارم...
کوک بند حوله ی ات رو باز کرد و کل بالا تنه ات رو کیس مارک گذاشت و گفت: بزار س۱ک۱س کنیم...اجازه بده....
ات از روی پاهای کوک اومد پایین و روی زانو هاش نشست و زیپ کوک رو باز کرد و اروم چند دقیقه ای موز خورد
کوک: من نمیتونم صبر کنم تا آخر هفته...لطفااااا
ات: کوک گفتم که نه.
کوک: ات تو خیلی نامردی...من یه پسر شیطونم...
ات خندید و رفت و با حوله جلوی کوک ایستاد و گفت: واقعا انقدر شیطونیت گل کرده
کوک دستشو به سمت بند حوله برد و ات رو کشید روی پاهاش.
کوک اروم میگه : من خیلی دوستت دارم...اصلا یادم نمیاد قبل تو چی منو خوشحال میکرد...خیلی خوشحالم که اومدی توی زندگیم..
ات: منم دوستت دارم...
کوک گردن ات رو بوسید کبود کرد...
ات دستاشو دور گردن کوک حلقه کرد و گفت: عاشق این کارم...
کوک بند حوله ی ات رو باز کرد و کل بالا تنه ات رو کیس مارک گذاشت و گفت: بزار س۱ک۱س کنیم...اجازه بده....
ات از روی پاهای کوک اومد پایین و روی زانو هاش نشست و زیپ کوک رو باز کرد و اروم چند دقیقه ای موز خورد
- ۷۸.۹k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط