{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو توی حموم

ویو توی حموم.
ات رفت توی حموم و...
دید کوک براش لوازم بهداشتی و شخصی گذاشته و یک حوله سرمه ای.
، یک ساعت بعد از حموم ات از حموم اومد بیرون و حوله رو دور خودش بسته بود و یک حوله به موهاش بسته بود .
کوک در زد.
کوک: لباساتو آوردم
ات اروم نصفی از در رو باز کرد و لباس ها رو گرفت..
دیدگاه ها (۲)

ات رفت بیمارستان و پدرشو دید که دکترا دارن سخت درمانش میکنند...

کوک با خنده گفت: من منحرفم؟ تو که نگذاشتی حرفم تموم شه😂ات: ب...

ات توی اتاق خوابید و فردا شد . صبح کوک اومد و گفت: ات بیدار ...

ات میخواست از ماشین پیاده شه که کوک با داد و عصبانیت گفت: سا...

ات: من دوستت دارم.....از روزی که دیدمت عاشقت شدم ولی تو یه پ...

شب شد و ات سریع رفت رو تخت و خودو زد به خواب و کوک اومد گفت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط