{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

playmate p

#playmate p⁸³
تهیونگ:تو ام دفعه اخرته بدون هماهنگی کاری میکنی
جیمین:تهیونگ...
ات:(پوزخند زد و رفت)
.....
تهیونگ:چرا پریدی وسط ؟
جیمین:مگه زندانی گرفتی ؟
تهیونگ: میدونی اگر بلایی سرش بیاد چی میشه؟
جیمین:چیزی نمیشه
تهیونگ:اگر خراب نمیکردی همین امروز یاد میگرفت انقدر خود سر نباشه
جیمین:اوهوع کیم میخاد جئون ات و تربیت کنه؟ مراقب باش تهش خودت تربیت نشی
تهیونگ:مضخرف کم بگو
جیمین:راستی....
تهیونگ:...؟
جیمین:فردای مسابقه رالی جیهون و میای؟
تهیونگ: نمیدونم.
جیمین:پسر وقته یه قمار و رالی بمبه بیا بریم
تهیونگ:....
•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.
تماس کوک به ات:
کوک:‌گود مورنینگ خانم جئون
ات:رفتی نیویورک فکر کردی خبریه؟
کوک:اوه کله صبحی باز اعصابت خورده؟
ات:اخرش با دستای خودم کیم و میکشم بعد میام سراغ تو
کوک:چی شده؟
ات:پشت فرمونم راجبش حرف بزنم ممکنه ادم زیر کنم
کوک:فضولیم گل کرد
ات:خاله زنک شدی جمع کن خودتو
کوک:بگو
ات:احمق توقع داره میخام کاری کنم بهش بگم(خنده عصبی)
کوک:واقعا احمقه
ات:احمق تر از کیم تویی
کوک:چی....؟ چرا منن
ات:ازت متنفرم
کوک:منم همینطور
ات:بله؟
کوک:هیچی ببخشید قربان
ات:امروز یه روز خوبه بدون توعه
کوک:عه؟
ات:اره
کوک:خیل خب باشه
ات:امروز با هیئت مدیره جلسه داریم‌
کوک:ببینم میتونی باعث استفای همشون بشی
ات:همشون به درد نخورن شاید یکم باید تغیرات تو سیستم شرکت انجام بدم
کوک:لطفا کاری نکن تا خودم بیام اینطوری شرکت ام تبدیل میشه به باند قاچاق و مافیایی
کوک:مثلا قراره شرکت ردم گم کنی باشه
ات:قراره رد گم کنی باشه ولی قرارم نیست این شکلی باشه
ات:رسیدم باید برم فعلا
کوک:اخر از دست تو سر به بیابون میزارم
ات:...
.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°
ات ویو:
وارد شرکت شدم امشب کلی کار داشتم فردا ام به نابی و یوجین قول برنامه جیهون و داده بودم
صدای افراد شرکت با تعظیم های کوتاه بلندشون شروع شد
خانم پارک اومدجلو (منشی شرکت)
خانم پارک:خوش اومدید خانم الان پرونده هارو میارم خدمتتون
ات:مچکرم
...
خانم پارک:خانم ببخشید جلسه های امروز برقراره دیگه؟!
ات:اره تایم دقیشو بهم بگو
خانم پارک:نیم ساعت دیگه با شرکت تجاری snow قرار دارید و بعدش هم ....
ات:خب میتونی بری
جلسات تک تکشون انجام شد پرونده هارو زدم یسری معاملات و امضا کردم دیگه خسته شده بودم فکر کنم واسه امروز کافی بود نگاهی به ساعت انداختم و جا خوردم ساعت ۱ بود شک کروم به گدشیم نگاه کروم اونم همون ساعت و نشون میداد از دفتر رفتم بیرون که ففط خانم پارک و چند تا کارمند دیگه بودن
خانم پارک:خسته نباشید خانم دیر وقته بهتره برید و استراحت کنید
ات:باشه شما ام بهتره برید با همتونم
دیدگاه ها (۱)

#playmate p⁸⁴تهیونگ ویو:ساعت 1:30 بود افرادم و مراقبش فرستاد...

https://wisgoon.com/mrs_jeonحمایت کنید 🙇🏻‍♂️👅

#playmate p⁸²●○تهیونگ ویو:حتما تا الان باید خوابش گرفته باشه...

#playmate p⁸¹■○کوک ویو:ات لحنش عوض شده بود نرم شده بود وقتای...

ات دختری بود که کور رنگی داشت و خب به این متفاوت بودن عادت ...

playmate.p50

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط