{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علم اگر از دست علمدار زمین نمی خورد

علم اگر از دست علمدار زمین نمی خورد
دگر کسی به زیر تازیانه ها نمی مرد

چون کمر بهر طواف کعبه بست
در طواف اولش افتاد دست

دور دوم در مصاف دلبرش
از بدن افتاد دست دیگرش

دور سوم خون به جای اشک خورد
تیر دشمن آمد و بر مشک خورد

دور چهارم داشت عزم ترک سر
کرد پیش تیر چشمش را سپر

دور پنجم از عمود آهنین
گشت سرو قامتش نقش زمین

گشت در دور ششم از تیغ تیز
قطعه قطعه عضو عضوش ریز ریز

شد سراپا چشم زخم پیکرش
دید زهرا را به بالای سرش

با زبان حال می گفتش بتول
آفرین عباس من حجت قبول

ایام سوگواری سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد.
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

p23

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۶آخرین زنگ کلاس خورد.چهار امگا با هم ا...

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

نام=)سایه مافیا### پارت دهم: رقصِ رصاص و آتشدر میانه‌ی هیاهو...

«رایحه پنهان»امروز روز استراحت تهیونگ بود.از صبح هیچ کاری ند...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

بالهای سرخ پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط