{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کردم آمدی،اما خیالاتی شدم

فکر کردم آمدی،اما خیالاتی شدم
در کنارم نیستی اینجا،خیالاتی شدم

گاه گاهی پشت درها سایه می بینم ولی
غم نشسته پشت این درها! خیالاتی شدم

خواب می بینم که می بوسم تو را با هر غزل
صبح می فهمم که ای بابا خیالاتی شدم

گفته بودی درد و دل کن تا همیشه محرمی
رفته ای و نیستی حالا خیالاتی شدم

امتحانم می کند با جای خالی زندگی
پر کن از عشق جای خالی را.. خیالاتی شدم

روزها را می شمارم یک به یک لطفاً بیا
بس که بی تو مانده ام تنها خیالاتی شدم ...
دیدگاه ها (۲)

<< زمان >>رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ...

دکتر نیستم...اما برایت 10دقیقه راه رفتن،روی جدول کنار خیابان...

نگذار زبان غزلم بسته بماندحیف از دل این بغض که نشکسته بماندت...

𝐒𝐇𝐀𝐃𝐌𝐄𝐇𝐑 𝐀𝐆𝐇𝐈𝐋𝐈 🎻.‌..هـنـوز هـم پـس از سـالـهـا چـشـمـانـم پ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

مردی که در کنارم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط