Part

Part:6
لیلی:خوبی
ا/ت:اره خوبم تو خوبی
لیلی :منم خوبم چه خبر چیکار میکنی
ا/ت:هیچی از خواب بیدار شدم اومدم پایین دیدم بابام نیست بهش زنگ زدم میگه رفتم سفر به مدت یک ماه
لیلی:واقعا
ا/ت:اره حالا چیکار داشتی زنگ زدی
لیلی:راستش میتونی الان بیای خونمون
ا/ت:اره ولی چرا
لیلی:برای اینکه کمک کنی آماده بشم اینجا همه سرشون تو کارشونه و نظر نمیدن تا آماده شم مثلا تولد منه همه به فکر خودشونن
ا/ت:باشه الان میام
لیلی:مرسی
و بدون خداحافظی قطع کرد منم رفتم لباس هام و لوازم آرایشی و چیزهایی که لازم داشتم رو برداشتم آماده شدم و رفتم.رسیدم خونشون ولی خونشون خونه نبود قصر بود. یه عالمه هم بادیگارد بود راستش ترسیدم ولی لیلی رو دیدم که بدو بدو اومد سمتم و بغلم کرد.
لیلی:سلام
ا/ت:سلام عزیزم
لیلی :مرسی که اومدی
ا/ت:وظیفه ام بود
لیلی:باشه بیا بریم اتاقم تا لباس هایی که انتخاب کردم رو ببین خوبه یا نه
ا/ت:باشه
لیلی:راستی کیفت رو بده بادیگارد ها بیارن
ا/ت :ٱخه
لیلی:آخه نداره بده زود بریم
ا/ت:باشه
کیفو دادم به بادیگارد و با لیلی رفتم عمارت بزرگی بود لیلی خیلی سریع میرفتم منم مجبور بودم بدوام بلاخره به اتاق لیلی رسیدیم.
ا/ت :وایی خسته شدم
لیلی:وا مگه چقدر راه اومدیم
ا/ت:وا این همه را....
پرید وسط حرف ا/ت:حالا ول کن ببین کدوم خوبه برا شب
اولی رو پوشید.
ا/ت:نه خیلی خانومانس
لیلی:وا
ا/ت:بعدی
دومی رو پوشید.
لیلی:این چطوره؟
ا/ت:نه خیلی بازه
لیلی:وایی
سومین لباس رو پوشید.
لیلی:این یکی چطوره؟
ا/ت :نه خیای بستس
لیلی:چی
ا/ت:بعدی
چهارمین لباس رو پوشید.
لیلی:این خوبه
ا/ت:نه
لیلی:چرا
ا/ت:به دلم نشست
لیلی:وا
پنجمین لباس رو پوشید.
لیلی:دیگه باید از این خوشت بیاد
ا/ت:اره این شد یه چیزی
لیلی:هوررراااا بلاخره
ا/ت:راستی کیفم کو؟
همین که گفتم در به صدا در اومد.
لیلی:کیه؟
..........


ادامه دارد.....

5 تا لایک
حمایت یادتون نره.

استایل دو : استایل لیلی برای تولدش
دیدگاه ها (۳)

Part:7لیلی:کیه؟بادیگارد :منم کیف خانم رو آوردملیلی:آها مرسیا...

2:خونه ی بابای ا/ت3:خونه ی جونگکوک4:خونه ی ا/ت5:استایل ا/ت و...

Part:5لیلی:چون داداشم یکی از دوستاشو به همراه دوست دختر عفری...

Part:4بابا:ا/ت میخوای بریم خونه ببینیم برات که آخر هفته بری ...

love Between the Tides¹⁸ ا/ت خیلی احساس ترس تو خونه ی تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط