{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد

نوبت خاموشی من سهل اسان میرسد

من که میدانم که تا سر گرم بزم هستی ام

مرگ بی پایان چه بی رحم و شتابان میرسد

پس چرا........

پس چرا........

عاشق نباشم................
دیدگاه ها (۲)

From Hatred to My Love

سناریو جونگکوک

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

★彡   Part 55 彡★ شب، همه به دور آتش جمع شده بودیم.همه یعنی تم...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط