{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترسیلی محکمی ب پسر زد و ب او گفت خفه شو..

دخترسیلی محکمی ب پسر زد و ب او گفت خفه شو..

پسر دست او را گرفت و با خواهش از او درخواست رابطه جنسی کرد

دختر گفت عاشقم بودی حالا می خوای بمن تجاوز کنی.پسر دست

اورا گرفت و بزور به سمت اتاق خوابش برد..

دختر جیغ میکشید پسر لباس های اورا ب زور در آورد وبعد لباسایه

خودش را..دختر جیغ میکشید..التماس میکرد..گریه میکرد..

اما پسر دیوانه وار به او تجاوز کرد و دختر هیچ کاری نمیتوانست بکند

و فقط گریه میکرد ب حال خودش ک چرا عشقش به او تجاوز کرده

پسربعد از تمام شدن کارش با گریه گفت اخی راحت شدم

ودختر را بزور به اغوش کشید اشکهایش را پاک کرد دختر که حتی

توان نداشت دست پسر را کنار بزند..

فقط میگفت;خیلی پستی کثافت.

پسر بعد از سکوتی طولانی و گوش دادن ب حرفای او با گریه بلند

گفت حالا دیگه منم ایدز دارم عشقم.

دختر تازه یادش به سرگیجه هایه هر روز و ازمایش چند روز پیشش افتاد گفت یعنی من..

بغض هر دو شکست و در اغوش هم سخت گریستن

دختر گفت چرا اینکار رو با خودت کردی عشقم؟

پسر او را در آغوش کشید و با گریه در گوشش زمزمه کرد عشقم منو

تو مال همیم نمیذارم هیچ چیزی و هیچکس تو رو از من بگیره...
دیدگاه ها (۱۹)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟖 و بعد مک ارومی رو به لب هاش هدیه کرد....

استاد من۴

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:4با وارد شدن پرستار حرف مرد کامل نشد.؛ب...

still with you

.قتل.

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط