((دوریاکی کوچولو))
((دوریاکی کوچولو))
part 7؟ خودم نمیدونم
و بعد چند سال اوضاع خوب بود دیگه کامل فراموشش کردم ولی نیدونستم که مایکی منو فراموش کرده. مثله همیشه از خواب بیدار میشم و میرم صبحانه میخورم و میرم مدرسه تا به دانش اموزام درس بدم ولی ایندفعه فرق داشت اردوی مدرسه بود و بچه ها میرفتن موزه دیدن کنن من هم سریع اماده شدم و رفتم و رسیدم مدرسه اسم لیست های دانش اموزام رو گذاشتم توی کیفم تا وقتی که اخر سر شد صداشون بزنم و بلند شن اگه یکی از دانش اموزام نبود با اتوبوس برگردیم همونجا من خیلی دلم درد میکرد و دلیلش رو نمدونستم(پدصگ منحرف نشو این الان کلی شیرینی خورده دلش درد میکنه و نمیدونسته😐😑) ولی یک حسی میگفت نرو ولی نمیدونستم چرا؟ با بچه ها سوار اتوبوس شدیم و رفتیم موزه بعد یک ساعت صدای چند نفر بود که دنبال چند تا ادم بودن و بچه هارو از اون طرف موزه بیرون کردم و تک تکشون سوار اتوبوس شدن ولی تا خواستم از موزه بیام بیرون کسی روی دهنم دستمال گذاشت و بیهوش شدم....
_______________________________________☆☆☆☆_
فصل بعدی میاد
part 7؟ خودم نمیدونم
و بعد چند سال اوضاع خوب بود دیگه کامل فراموشش کردم ولی نیدونستم که مایکی منو فراموش کرده. مثله همیشه از خواب بیدار میشم و میرم صبحانه میخورم و میرم مدرسه تا به دانش اموزام درس بدم ولی ایندفعه فرق داشت اردوی مدرسه بود و بچه ها میرفتن موزه دیدن کنن من هم سریع اماده شدم و رفتم و رسیدم مدرسه اسم لیست های دانش اموزام رو گذاشتم توی کیفم تا وقتی که اخر سر شد صداشون بزنم و بلند شن اگه یکی از دانش اموزام نبود با اتوبوس برگردیم همونجا من خیلی دلم درد میکرد و دلیلش رو نمدونستم(پدصگ منحرف نشو این الان کلی شیرینی خورده دلش درد میکنه و نمیدونسته😐😑) ولی یک حسی میگفت نرو ولی نمیدونستم چرا؟ با بچه ها سوار اتوبوس شدیم و رفتیم موزه بعد یک ساعت صدای چند نفر بود که دنبال چند تا ادم بودن و بچه هارو از اون طرف موزه بیرون کردم و تک تکشون سوار اتوبوس شدن ولی تا خواستم از موزه بیام بیرون کسی روی دهنم دستمال گذاشت و بیهوش شدم....
_______________________________________☆☆☆☆_
فصل بعدی میاد
- ۴.۳k
- ۰۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط