زدهای ریشه چنان بر همه اعضای تنم
زدهای ریشه چنان بر همه اعضای تنم
که شدی جان من و شهر و دیار و وطنم
.
.
زدهای ریشه در من،
نه مثل شاخهای که با فصلها بیفتد،
مثل درختی که خاک را معنا میکند.
@Seyed63 💞
دوست داشتنت در من تمام نمیشود؛
هر بار که خیال میکنم به آخر رسیدهام،
از جایی عمیقتر جوانه میزند،
از جایی که حتی خودم هم
خبر نداشتم هنوز زنده است.
تو را که دوست دارم،
انگار شهر روشنتر میشود،
خیابانها آرامتر راه میروند،
و قلبم بلد میشود چطور برای همیشه بتپد.
@m.1984 💞
دوست داشتنت پایان ندارد،
شبیه نفس کشیدن است؛
نمیتوانم بگویم تا کجا،
نمیتوانم بگویم از کِی،
فقط میدانم اگر نباشد،
من هم دیگر آن منِ همیشگی نیستم.
تو در من ریشه کردهای،
نه برای یک فصل،
نه برای یک خاطره،
برای تمام عمر.
و من هر روز بیشتر میفهمم
که دوست داشتنت
قرار نبود تمام شود
قرار بود
بخشی از « بودنم » باشد.
.
.
که شدی جان من و شهر و دیار و وطنم
.
.
زدهای ریشه در من،
نه مثل شاخهای که با فصلها بیفتد،
مثل درختی که خاک را معنا میکند.
@Seyed63 💞
دوست داشتنت در من تمام نمیشود؛
هر بار که خیال میکنم به آخر رسیدهام،
از جایی عمیقتر جوانه میزند،
از جایی که حتی خودم هم
خبر نداشتم هنوز زنده است.
تو را که دوست دارم،
انگار شهر روشنتر میشود،
خیابانها آرامتر راه میروند،
و قلبم بلد میشود چطور برای همیشه بتپد.
@m.1984 💞
دوست داشتنت پایان ندارد،
شبیه نفس کشیدن است؛
نمیتوانم بگویم تا کجا،
نمیتوانم بگویم از کِی،
فقط میدانم اگر نباشد،
من هم دیگر آن منِ همیشگی نیستم.
تو در من ریشه کردهای،
نه برای یک فصل،
نه برای یک خاطره،
برای تمام عمر.
و من هر روز بیشتر میفهمم
که دوست داشتنت
قرار نبود تمام شود
قرار بود
بخشی از « بودنم » باشد.
.
.
- ۸۳۷
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط