{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏼چشم‌هایش،

✍🏼چشم‌هایش،
حوضچه‌ای از اشک،
پر می‌شود از باران.

باران،
می‌شورد غبارِ غم را،
از مژه‌هایش.

دختر،
زیر باران،
خیس و بی‌قرار،
و چشم‌هایش،
داستانی ناگفته دارند.

اشک و باران،
دو رفیقِ هم‌درد،
در شب‌های دلگیر.

#دلنوشته_های_یک_زن
دیدگاه ها (۲)

✍🏼در میانِ سکوتِ اتاق،دختر نشسته است،با چشمانی که انگار از ب...

✍🏾چشم‌هایش را بستم کتاب را بوییدم دختر بود و کاغذ و بید مج...

تنهایی

✍🏼غم،باری سنگین،بر شانه‌هایی خمیده.‌صدایی خاموش،در گلو،و اشک...

:)

✍🏻زن،همان‌گونه که رودخانه،بی‌صدا از میان سنگ‌ها می‌گذرد؛او ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط