{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏼چشم‌هایش،

✍🏼چشم‌هایش،
حوضچه‌ای از اشک،
پر می‌شود از باران.

باران،
می‌شورد غبارِ غم را،
از مژه‌هایش.

دختر،
زیر باران،
خیس و بی‌قرار،
و چشم‌هایش،
داستانی ناگفته دارند.

اشک و باران،
دو رفیقِ هم‌درد،
در شب‌های دلگیر.

#دلنوشته_های_یک_زن
دیدگاه ها (۱)

تنهایی

✍🏼غم،باری سنگین،بر شانه‌هایی خمیده.‌صدایی خاموش،در گلو،و اشک...

my vampire. last part.

famous mafia. last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط