Part
Part:87
ته : کو...کوک
مردغریبه : تو گفتی از جونم میگذری ولی من نگفتم (خنده)
کوک : مرتیکه عوضی این حروم زاده رو ببرین
بقیه : چشم
کوک : ته ته خوبی بیدار شو
یکی از افراد : قربان دستور چیه جناب کیم تیر خوردن جنسا موندن و پرواز دو ساعت دیگس
ته : کو...کوک..
کوک : ته ته تحمل کن الان میبرمت بیمارستان
ته : ن...نه..کره....باید..با..ج..جن..جنسا..ب..ریم(سیاهی)
کوک : لعنتی داری میمیری
افراد : جناب جئون
کوک : دستور حرکت جنسا رو بدین ماشینم بیارین اینجا باید باید زود برسیم فرودگاه
افراد : چشم
ویو هواپیما
کوک : هعی پسر تحمل کن چندساعت بیشتر نمونده تحمل کن نمیزارم بمیری
ویو مهمونی
مادام : خب خانوما میدونین که امروز برای چی جمع شدیم
بقیه : بله میدونیم
لارا : واسع چی اومدیم
سوبین : جشن انتخاب همسر پسرش مرد واقعا جذابیه هر دختر مجردی که اومده اگع انتخاب بشه دیگه چاره ای نداره جز این که زن پسرش بشه میگن جذاب و خوشگله
مادام : خب پسرم و مهمانانش رسیدن از اینجا به بعد مهمونی برای آقایون و خانوماس
هانی : وای فکر کن سوبینو انتخاب کنه
سوبین : هعی خفه شو
سوبین : من میرم دستشویی
لارا : اوکی ما همینجا چشم به راهیم
سوبین : ایششششش
سوبین : خب از کجا برم خونه انقد گندس آدم مونده طبقه پایینو گشتم بزار برم بالا
همینجور داشتم میگشتم که با برخورد به چیزی افتادم زمین اول فکر کردم تخته سنگه اما بعدش سرمو بالا آوردمو دیدم
فرد مورد نظر : حالتون خوبه بانو؟
سوبین : مرد گنده منو نمیبینی ؟
فرد مورد نظر : آه خب انقد کوچولویی
سوبین : هعی منو زدی طلبم داری
فردمورد نظر : من عذر میخوام
سوبین : هوف باشه
فرد مورد نظر : ببخشید ولی طبقه بالا چیکار میکنین
سوبین : والا دنبال دستشویی میگردمممممم
فرد مورد نظر : (خنده )
سوبین : عه نخند گنده
فرد مورد نظر (خنده) باشه باشه بیا نشونت بدم
سوبین : آخ دمت گرممممم
فرد مورد نظر : اینجاس
سوبین : هعی اینجا که اتاق خوابه
فرد مورد نظر : دستشویی اوناهاش
سوبین : اینجا اتاق کیه
فرد مورد نظر : من نگران نباش برو کارتو بکن
سوبین : ایشششش
چند دقیقه بعد
سوبین : آخیشششش
فرد مورد نظر : خب خالی شدی
ته : کو...کوک
مردغریبه : تو گفتی از جونم میگذری ولی من نگفتم (خنده)
کوک : مرتیکه عوضی این حروم زاده رو ببرین
بقیه : چشم
کوک : ته ته خوبی بیدار شو
یکی از افراد : قربان دستور چیه جناب کیم تیر خوردن جنسا موندن و پرواز دو ساعت دیگس
ته : کو...کوک..
کوک : ته ته تحمل کن الان میبرمت بیمارستان
ته : ن...نه..کره....باید..با..ج..جن..جنسا..ب..ریم(سیاهی)
کوک : لعنتی داری میمیری
افراد : جناب جئون
کوک : دستور حرکت جنسا رو بدین ماشینم بیارین اینجا باید باید زود برسیم فرودگاه
افراد : چشم
ویو هواپیما
کوک : هعی پسر تحمل کن چندساعت بیشتر نمونده تحمل کن نمیزارم بمیری
ویو مهمونی
مادام : خب خانوما میدونین که امروز برای چی جمع شدیم
بقیه : بله میدونیم
لارا : واسع چی اومدیم
سوبین : جشن انتخاب همسر پسرش مرد واقعا جذابیه هر دختر مجردی که اومده اگع انتخاب بشه دیگه چاره ای نداره جز این که زن پسرش بشه میگن جذاب و خوشگله
مادام : خب پسرم و مهمانانش رسیدن از اینجا به بعد مهمونی برای آقایون و خانوماس
هانی : وای فکر کن سوبینو انتخاب کنه
سوبین : هعی خفه شو
سوبین : من میرم دستشویی
لارا : اوکی ما همینجا چشم به راهیم
سوبین : ایششششش
سوبین : خب از کجا برم خونه انقد گندس آدم مونده طبقه پایینو گشتم بزار برم بالا
همینجور داشتم میگشتم که با برخورد به چیزی افتادم زمین اول فکر کردم تخته سنگه اما بعدش سرمو بالا آوردمو دیدم
فرد مورد نظر : حالتون خوبه بانو؟
سوبین : مرد گنده منو نمیبینی ؟
فرد مورد نظر : آه خب انقد کوچولویی
سوبین : هعی منو زدی طلبم داری
فردمورد نظر : من عذر میخوام
سوبین : هوف باشه
فرد مورد نظر : ببخشید ولی طبقه بالا چیکار میکنین
سوبین : والا دنبال دستشویی میگردمممممم
فرد مورد نظر : (خنده )
سوبین : عه نخند گنده
فرد مورد نظر (خنده) باشه باشه بیا نشونت بدم
سوبین : آخ دمت گرممممم
فرد مورد نظر : اینجاس
سوبین : هعی اینجا که اتاق خوابه
فرد مورد نظر : دستشویی اوناهاش
سوبین : اینجا اتاق کیه
فرد مورد نظر : من نگران نباش برو کارتو بکن
سوبین : ایشششش
چند دقیقه بعد
سوبین : آخیشششش
فرد مورد نظر : خب خالی شدی
- ۴.۱k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط