{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .
#نوستالوژی
#دهه_پنجاه
#دهه_شصت
دیدگاه ها (۷)

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

professor Riddle,p57

چندپارتی:وقتی هم پارتنرت و هم استادت بود و...pt²جی هوپ در حا...

My friend ♡:)part.21.×..هر طور راحتی ولی چه بهونه ای می خوای...

..شماا يادتون نمياد، تو نيمكت ها سه نفري می نشستيم بعد موقع ...

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موق...

(شما یادتون نمیاد)...تو نيمكت ها بايد سه نفري مي نشستيم بعد ...

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦شما یادتون نمیاد♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦شما یادتون نمیاد,...

شما یادتون نمیاد ، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط