{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان تهیونگ : { عشق در نگاه اول } Part 4

رمان تهیونگ : { عشق در نگاه اول } Part 4

ویو ات:به بیرون رفتم تا خاک گلدون رو عوض کن که صدای جیغ دخترا بلند شد هرچی سعی می‌کردم ببینم رو کاغذه ها چی نوشته نمی تونستم

جنی: ات میگ.. وای اتتتتتتتتتتت

ات: چیشده چرا داری داد و بیداد میکنی

جنی : وای باورم نمیشه اونا اونا اعضا بی تی اس هستند و اوناهم آرمی هستند

ات : بزار ببینم اره نوشته بی تی اس ، آرمی

جنی : وای من میمیرم من طرف دار دو آتیشه اونام من‌میرم داخل( نفس نفس)

ات : جنی جنی ای بابا

ویو$: یک دفعه یک سگ کوچولو میاد پیش ات بدوبدو

ات: سلام خوشکله چقدر تو خوشکلی وایسا ببینم تو یونتانی وای نه برو انور الان بابات کلم رو میکنه سمت خاک ها نیا تو تمیزی

جنی : ات بی... یا خدا یونتا دست تو چیکار میکنه

ات: نمی دونم یک دفعه اومد پیشم بیا از دستم بگیرش

جنی: .........

ات: جنیییی باتویم یک دفعه یک سایه بزرگ پشتم افتادم برگشتم و نگاه کردم و با چشمای خیره تهیونگ مواجه شدم

ات: ببخشید ( یونتان رو داد بغل تهیونگ )

تهیونگ: عیبی نداره

ات : ...( لبخند )

تهیونگ و اعضا وارد رستوران میشند و روی صندلی ها میشیند

جنی : وای ات من استرس میگیرم میرم پیششون تو برو

ات : خودت برو

جنی: من نمی تونم نکنه استرس میگیری

ات: نه کی گفته بزار یکم سرشون خلوت بشه میرم

جنی : خواهیم دید ( نگاه شیطانی)

ات:😳

بعد از چند دقیقه ات پیش اعضا میره

ات : سلام خیلی خوش آمدید

اعضا : سلام ممنون

ات: چی میل دارید

علامت هارو یاد بگیرید

جین : ¥
نامجون: £
شوگا: @
جیهوپ: ^
جیمین : =
جونکوک: ÷
تهیونگ: -


¥ من یک چایی با یک کیک کنارش میخورم

£ منم یک نوشیدنی خنک

@ منم پاستا

^ برای منم یک شیک توت فرنگی

= برای من یک موچی بزرگ

÷ برای من اع یک لیوان بزرگ از شیر موز

ات: بله و شما( رو به تهیونگ )

چشم تو چشم شدند

ته- یک نسکافه

ات:بله چشم

اعضا: ممنون

ویو ات: وای قلبم چشمای تهیونگ مثل گرگه گشنه ای هست در برابرش هیچی نیستم

ویو ات پشت رستوران

جنی : ات چی شد ؟؟

ات: هیچی سفارش گرفتم و همین

جنی : وای نگاه کن شوگا رو چقدر کیوته و جذابه 😫

ات : وا آروم باش دختر جیغ جیغ نکنی ها

جنی ( حالت نفس عمیق باشه )

بعد از گذشت نیم ساعت : شوگا دیگ دیگ( مثلا صدای صدای کردند پیش خدمت )

جنی : من میرم

جنی ویو: وقتی رفتم دفتر تا ببینم کی صدا زده با قیافه هات شوگا مواجه شدم (عررررر) محو قیافش شده بودم

شوگا: اعععع ببخشید

جنی: ای وای ببخشید بفرماید

ما غذامون تمام شد بفرماید( کارت رو جلو جنی میگیره )

ویو جنی : بعد از هزار تا توروخدا نمیخواد اینا بزور راضی شدم تا غذا هاشون رو حساب کنم

شوگا @: خیلی ممنون

جنی : خ خواهش میکنم

شوگا : راستی میشه دوباره از اون نسکافه هاتون درست کنید تهیونگ خیلی خوشش اومد

جنی ویو: وقتی اینو گفت‌گفتم دمت گرم ات چون ات اون نسکافه رو درست کرده بوده و بناظم دلش رو بردی

جنی : بله حتما بدید من پر کنم

شوگا: ممنون چشمک

جنی به پشت رستوران میره

جنی: جیغغغغغ

ات : وای خدا چته( دهن جنی رو میگره )

جنی :‌ شوگا بهم چشمک زد

ات: دختر آروم باش یک چشمک عدی بود راستی شوگا چی گفت

جنی : آها راستی گفت که تهیونگ از نسکافت خوشش آمده براش یکی دیگه درست کنی

ات: واقعا باشه الانم درست میکنم و میبرم

ادامه دارد💜

بچه ها دستم شکست توروخدا لایک کنید🤧فعلا تا پارت بعد 🥰
دیدگاه ها (۰)

رمان تهیونگ : { عشق در نگاه اول } Part 5ویو ات: نسکافه رو در...

رمان تهیونگ : { عشق در نگاه اول } Part 3ویو فردا صبح : جنی :...

رمان تهیونگ : { عشق در نگاه اول } Part 2ویو ات به اتاقم رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط