{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردم اینجا چقدر مهربانند ;

مردم اینجا چقدر مهربانند ;
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند , دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد , پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند . خواستم در این مهربانکده خانه بسازم ، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز . . . . .
روزگار جالبیست،مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان می زاید!

( زنده یاد حسین پناهی).
دیدگاه ها (۲)

خخخخخخ

خخخخخخ

خدایا…دست هیچ کسی رو ول نکن.

خدایا این همه دردو باید به کی گفت…!!؟؟؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط