{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وااااییی بچه ها قرابود منم امشب برم کربلا با مامان جونم و

وااااییی بچه ها قرابود منم امشب برم کربلا با مامان جونم و باباجونم و خاله جوونم ولی کاروان دیگه جا نداشت ..
الان عشقم خاله جوونم اونجاست دلم براش یع ذره شده ده روز نمیبینمش ..
همدیگه رو بقل کردیم اینقدر باهم گریه کردیم اخه خیلی باهم صمیمی هستم..
خاله جوووووونم میدونم الان این پست رو نمیبینی مامان جوووونم باباجووونم..
خیییییییلیییییی زیاد دوستون دااااارم. ♥
دیدگاه ها (۵)

سناریو اوبیکاکا

(☆my idol☆)پارت ۲

#عشق_باطعم_تلخ #part143خیره شده بودم بهش که در حال آماده شدن...

ددی خشن من chapter 4

Part7ویو ات با کوک رفتین تو مدرسه خیلی مدرسه خوشگلی بود اما ...

Part⁷ویو ات با کوک رفتین تو مدرسه خیلی مدرسه خوشگلی بود اما ...

#هفت_آسمون💜#پارت_40🤍ارسلان💜رسیدیم دم خونه دیانا اینا تک زدم ...

Part7ویو ات با کوک رفتین تو مدرسه خیلی مدرسه خوشگلی بود اما ...

ارباب خشن من ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط