پدرخوانده
پدرخوانده
ــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۱۴
با لیسا ویونا رفتیم تو اتاق از اونجایی که میدونستم ناهار را باید تو اتاق بخورم پس لباسم را عوض کردم یه دونه شرتک مشکی با یه نیم تنه صورتی پوشیدم یدفعه درد بدی تو کمرم پیچی
+اخ چته وحشی(داد)
¥انقدر محکم زدم
+نه کمرم زخمیه
ماجرای دیشبا براش تعریف کردم دیدم رفت پایین منم بدون اینکه به لباسم توجه کنم رفتم پایین
¥بابا پاشو بریم یوری هم یک هفته میاد پیشم
-یوری غلط کرده بیاد
¥من یوری را پیش تو نمیزارم کمر این دختر را زدی کبود کردی دیگه بزارم پیش تو باشه
ــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۱۴
با لیسا ویونا رفتیم تو اتاق از اونجایی که میدونستم ناهار را باید تو اتاق بخورم پس لباسم را عوض کردم یه دونه شرتک مشکی با یه نیم تنه صورتی پوشیدم یدفعه درد بدی تو کمرم پیچی
+اخ چته وحشی(داد)
¥انقدر محکم زدم
+نه کمرم زخمیه
ماجرای دیشبا براش تعریف کردم دیدم رفت پایین منم بدون اینکه به لباسم توجه کنم رفتم پایین
¥بابا پاشو بریم یوری هم یک هفته میاد پیشم
-یوری غلط کرده بیاد
¥من یوری را پیش تو نمیزارم کمر این دختر را زدی کبود کردی دیگه بزارم پیش تو باشه
- ۲.۷k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط