پدرخوانده
پدرخوانده
ــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۱۲
دیدم اجوما میز صبحونه را چیده پس بهش گفتم
-اجوما یوری تنبیه تا یک هفته سه وعده غذا را بهش بده بخوره
=باشه پسرم
بعد از اینکه صبحونه خوردم رفتم سرکت داشتم کارا را انجام میدادم که حیمین زنگ زد
@داداش کجایی
-شرکت
@پس من لیسا ویونا را میبرم پیش یوری
-باشه ببر منم میام یکم دیگه خدافظ
@خدافظ
ویو یوری
صبح از خواب بیدار شدم رفتمwcکارای لازم را انجام دادم واومدم بیرون لباس پوشیدم ونشستم صبحونه خوردم وقتی تموم شد یکی در زد
ــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۱۲
دیدم اجوما میز صبحونه را چیده پس بهش گفتم
-اجوما یوری تنبیه تا یک هفته سه وعده غذا را بهش بده بخوره
=باشه پسرم
بعد از اینکه صبحونه خوردم رفتم سرکت داشتم کارا را انجام میدادم که حیمین زنگ زد
@داداش کجایی
-شرکت
@پس من لیسا ویونا را میبرم پیش یوری
-باشه ببر منم میام یکم دیگه خدافظ
@خدافظ
ویو یوری
صبح از خواب بیدار شدم رفتمwcکارای لازم را انجام دادم واومدم بیرون لباس پوشیدم ونشستم صبحونه خوردم وقتی تموم شد یکی در زد
- ۲.۸k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط