Slave Season Part
♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۶
جونگ کوک با لبخند زیبایش سر رو پاهای زن مورده علاقش گذاشت و به چشم های زیبایش خیره شد یه سول در آن لباس بزرگ عروسی خیلی زیبا و مانند فرشته ای شده بود لبخندی بر لب هایش نشست و دستش را روی یقه خودی سفید رنگ جونگ کوک گذاشت هر دو زل زدن نگاهی پر از عشق دلتنگی، بیگانه گی،
صدای گرفته شدن عکس در اتاق پر از سکوت گشت زد عکس بردار محکم دست زد و به سمته آنها آمد عکس بردار فرانسوی با لحظه غلیظش و ادای پر از عشوه نجوا کرد : مقسی دلبرام از هم کاری بینظیرتون کارتون عالی بود زوج زیبا
جونگ کوک سر از پاهای یه سول بلند کرد و روی مبل نشست یه سول با لبخند و لهجه انگلیسی بیان کرد و از که فرانسوی بلد نبود : خسته نباشید موسیو ممنونم
عکس بردار، مرد عشوه گری بود خنده زنانه ای کرد و روبه جونگ کوک گفت : دو قیان ( خواهش میکنم ) وای خدایا شما چقدر بهم میاین چه زوج نازنینی
جونگ کوک با لبخند نصف نیمه ای نجوا کرد : عکس برداری تموم شد ما میتونیم بریم
عکس بردار دست رو کمر گذاشت و کمی دقت کرد : یه عکس دیگه بگیریم تمومه بعدش میتونید برید خونتون ... روبه میکاپر ها نمود تا موهای یه سول را درست کنه میکاپر ها سریع مشغوله درست کردن موها و تمدید آرایش شدن، عکس بردار دست زد و گفت : بسه بزارید عکس بگیریم
خوب.. روبه یه سول کرد : عزیزم میشه بلند شید همراه همسر آینده تون
یه سول درحین بلند شدن در آن لباس بزرگ عروسی باشه ای گفت و روبه روی جونگ کوک ایستاد عکس بردار عشوه گر نزدیک شون شد با لهجه فرانسوی گفت : خوب آقای داماد شما در این عکس مادمازل رو بوسید
سریع سمته دوربین رفت و سمته آنها گرفتش جونگ کوک با تردید نزدیکش شد چرا که فکر میکرد بخاطر دعوای دیشب شون یه سول از دستش ناراحت باشه و پسش بزنه اما اون هیچکس واکنشی نشان نداد
جونگ کوک لب هایش را نزدیک پیشانی دختر برد و آروم بوسید اما صدای عکس بردار شنیده شد : یکم صحنه رو رمانتیک تر کنید بیشتر بهم نزدیک بشید..
جونگ کوک دستش را روی کمر همسر آینده اش گذاشت و به خودش نزدیکش کرد خم شد و نرم لب هایش را بوسید چشم های یه سول بسته شدن و تنها همین یک لمس قلبش را به تپش در آورد اما این یک بوسه
جونگ کوک با لبخند زیبایش سر رو پاهای زن مورده علاقش گذاشت و به چشم های زیبایش خیره شد یه سول در آن لباس بزرگ عروسی خیلی زیبا و مانند فرشته ای شده بود لبخندی بر لب هایش نشست و دستش را روی یقه خودی سفید رنگ جونگ کوک گذاشت هر دو زل زدن نگاهی پر از عشق دلتنگی، بیگانه گی،
صدای گرفته شدن عکس در اتاق پر از سکوت گشت زد عکس بردار محکم دست زد و به سمته آنها آمد عکس بردار فرانسوی با لحظه غلیظش و ادای پر از عشوه نجوا کرد : مقسی دلبرام از هم کاری بینظیرتون کارتون عالی بود زوج زیبا
جونگ کوک سر از پاهای یه سول بلند کرد و روی مبل نشست یه سول با لبخند و لهجه انگلیسی بیان کرد و از که فرانسوی بلد نبود : خسته نباشید موسیو ممنونم
عکس بردار، مرد عشوه گری بود خنده زنانه ای کرد و روبه جونگ کوک گفت : دو قیان ( خواهش میکنم ) وای خدایا شما چقدر بهم میاین چه زوج نازنینی
جونگ کوک با لبخند نصف نیمه ای نجوا کرد : عکس برداری تموم شد ما میتونیم بریم
عکس بردار دست رو کمر گذاشت و کمی دقت کرد : یه عکس دیگه بگیریم تمومه بعدش میتونید برید خونتون ... روبه میکاپر ها نمود تا موهای یه سول را درست کنه میکاپر ها سریع مشغوله درست کردن موها و تمدید آرایش شدن، عکس بردار دست زد و گفت : بسه بزارید عکس بگیریم
خوب.. روبه یه سول کرد : عزیزم میشه بلند شید همراه همسر آینده تون
یه سول درحین بلند شدن در آن لباس بزرگ عروسی باشه ای گفت و روبه روی جونگ کوک ایستاد عکس بردار عشوه گر نزدیک شون شد با لهجه فرانسوی گفت : خوب آقای داماد شما در این عکس مادمازل رو بوسید
سریع سمته دوربین رفت و سمته آنها گرفتش جونگ کوک با تردید نزدیکش شد چرا که فکر میکرد بخاطر دعوای دیشب شون یه سول از دستش ناراحت باشه و پسش بزنه اما اون هیچکس واکنشی نشان نداد
جونگ کوک لب هایش را نزدیک پیشانی دختر برد و آروم بوسید اما صدای عکس بردار شنیده شد : یکم صحنه رو رمانتیک تر کنید بیشتر بهم نزدیک بشید..
جونگ کوک دستش را روی کمر همسر آینده اش گذاشت و به خودش نزدیکش کرد خم شد و نرم لب هایش را بوسید چشم های یه سول بسته شدن و تنها همین یک لمس قلبش را به تپش در آورد اما این یک بوسه
- ۱.۶k
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط