{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

=============================================

=============================================
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس که تنها دویدم...
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...
می خواهم با تو گریه کنم ...
خسته شدم بس که...
تنها گریه کردم...
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنها ایستادم
دیدگاه ها (۱)

🔴 حکایت پند آموز (‍عاقبت رباخواري)آقا سید مهدی کشفی که از یا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از س...

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از س...

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.. خسته شدم بس که ...

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم. خسته شدم بس كه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط