*راز دل*
*راز دل*
کیهان:
از دیدن فانی تعجب کردم
- اینجا چیکار میکنی
فانی : اومدم ببینمت
- فکر کنم تو تعهد دادی اینجا پیدات نشه
فانی: اینجا خونه ای توه نه اون دختره
- خیلی حرفات مسخره است میری یا زنگ بزنم کلانتری
فانی : میرم قبلش اومدم برای وسایلم
- وسایلتو فرستادم اومد
فانی : یه حرفایی باهات داشتم
- بگو
فانی : چرا از اون دختره خوشت اومد من چی کم داشتم
خوشگل نبودم خوش اندام نبودم چی برات کم گذاشتم
- چرا فکر می کنی همه چیز بر می گرده به خوشگلی وخوش اندامی
فانی : چی داشت
- چیزی که تو اصلا بهش احترام نمی زاشتی
فانی : نگو از رفتار اون خوشت اومده یا مثلا از حجابش هووو م
- دقیقا چیزی که من می خواستم این بودفقط مال من باشه نکه تو دید دیگران باشه ومورد نمایش یادته اون جشن نوروز چی تنت بود من شوهرت بودم شرمم می شد نگات کنم
فانی : انقدر دوست داشتم این جوابم بود کیهان .
- منم دوست داشتم باز با همه ای این کارات وبی توجهیات به نظرات من بازم می خواستمت دوست داشتم ولی تو چیکار کردی با کیارش بودی
فانی : می دونی کیهان هر چی فکر می کنم می بینم تو از اولش به من علاقه نداشتی بازیچت بودم
- چرا این حرفو می زنی
فانی : اون اتاق رو برای کی درست کردی مطمئنم حجله من نبود اینجا حجله من بود هر کاری کردم بهت ثابت کنم دوست دارم ولی تو انقدر عادی رفتار کردی به زن بودن خودم شک کردم از لذت های دخترانم دست کشیدم خودمو دو دستی تقدیم تو کردم بازم برات ارزشی نداشتم
- چرا این فکر رو می کنی
اشکهاش سرازیر شد وگفت : یه بار نشد تو رابطه هامون بهم بگی دوستم داری خودتم می دونی کیهان انگار فقط برای رفع نیازت بودم درست بود باهام مهربون بودی نیازهام رو بر طرف می کردی ولی هیچ وقت با علاقه باهام رابطه نداشتی .
ولی اون چی اون متفاوت بود دقیقا بر عکس تو حداقل ارزش اینو داشت بهت خیانت کنم
- چی میگی تو فانی ...خیلی پستی.گمشو بیرون
فانی : حقیقت تلخه
تو چشام نگاه کرد وگفت : این چشا هیچ وقت برای من گرم نبود ولی الان فرق دارن من وقتی اون دختره اومد تو خونت فهمیدم .مبارکت
بلند شد وگفت : فردا تو دادگاه می بینمت ...فقط یه چیزی
- بگو
خم شدم وگونه ام رو بوسید وگفت : همیشه دوست دارم
رفت ومن متحیر بودم چطور انقدر راحت با همه چیز کنار اومد
کیهان:
از دیدن فانی تعجب کردم
- اینجا چیکار میکنی
فانی : اومدم ببینمت
- فکر کنم تو تعهد دادی اینجا پیدات نشه
فانی: اینجا خونه ای توه نه اون دختره
- خیلی حرفات مسخره است میری یا زنگ بزنم کلانتری
فانی : میرم قبلش اومدم برای وسایلم
- وسایلتو فرستادم اومد
فانی : یه حرفایی باهات داشتم
- بگو
فانی : چرا از اون دختره خوشت اومد من چی کم داشتم
خوشگل نبودم خوش اندام نبودم چی برات کم گذاشتم
- چرا فکر می کنی همه چیز بر می گرده به خوشگلی وخوش اندامی
فانی : چی داشت
- چیزی که تو اصلا بهش احترام نمی زاشتی
فانی : نگو از رفتار اون خوشت اومده یا مثلا از حجابش هووو م
- دقیقا چیزی که من می خواستم این بودفقط مال من باشه نکه تو دید دیگران باشه ومورد نمایش یادته اون جشن نوروز چی تنت بود من شوهرت بودم شرمم می شد نگات کنم
فانی : انقدر دوست داشتم این جوابم بود کیهان .
- منم دوست داشتم باز با همه ای این کارات وبی توجهیات به نظرات من بازم می خواستمت دوست داشتم ولی تو چیکار کردی با کیارش بودی
فانی : می دونی کیهان هر چی فکر می کنم می بینم تو از اولش به من علاقه نداشتی بازیچت بودم
- چرا این حرفو می زنی
فانی : اون اتاق رو برای کی درست کردی مطمئنم حجله من نبود اینجا حجله من بود هر کاری کردم بهت ثابت کنم دوست دارم ولی تو انقدر عادی رفتار کردی به زن بودن خودم شک کردم از لذت های دخترانم دست کشیدم خودمو دو دستی تقدیم تو کردم بازم برات ارزشی نداشتم
- چرا این فکر رو می کنی
اشکهاش سرازیر شد وگفت : یه بار نشد تو رابطه هامون بهم بگی دوستم داری خودتم می دونی کیهان انگار فقط برای رفع نیازت بودم درست بود باهام مهربون بودی نیازهام رو بر طرف می کردی ولی هیچ وقت با علاقه باهام رابطه نداشتی .
ولی اون چی اون متفاوت بود دقیقا بر عکس تو حداقل ارزش اینو داشت بهت خیانت کنم
- چی میگی تو فانی ...خیلی پستی.گمشو بیرون
فانی : حقیقت تلخه
تو چشام نگاه کرد وگفت : این چشا هیچ وقت برای من گرم نبود ولی الان فرق دارن من وقتی اون دختره اومد تو خونت فهمیدم .مبارکت
بلند شد وگفت : فردا تو دادگاه می بینمت ...فقط یه چیزی
- بگو
خم شدم وگونه ام رو بوسید وگفت : همیشه دوست دارم
رفت ومن متحیر بودم چطور انقدر راحت با همه چیز کنار اومد
- ۱۳.۰k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط