{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر لباس کودکانش را با گیره به بند کشید، تا باد آنها را

مادر لباس کودکانش را با گیره به بند کشید، تا باد آنها را نبرد.
زمان گذشت، کودکان، لباس ها، گیره ها و بندها ماندند، باد مادر را با خودش برد...
دیدگاه ها (۳)

کیک عروسی که کاملا گویای ماجراست...

گاهی به خودت احترام بگذار...یک چای داغ بریز داخلِ زیباترین ا...

برای اشک‌هایت شانه‌ای مردانه آوردم.

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

🙂روزها گذشت.من دوچرخه‌ام را در زیرزمین خانه قایم کردم تا هیچ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۸۶چشماي خاکستری خوشگلش خيلي د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط