{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جسی: تو «چارلی براون» من هستی.

جسی: تو «چارلی براون» من هستی.

ایتان: من چی هستم؟؟

جسی: وقتی بچه بودم، تلویزیون یه برنامه نشون میداد به اسم چارلی براون. چارلی براون عاشق یه دختر کوچولو شده بود و توی تمام کارتون مدام خیط میشد و شکست میخورد اما بالاخره آخرش دختر کوچولو اونو بوسید. بعد یهو چارلی براون پرواز کرد! منظورم اینه که واقعا پرواز کرد! رفت توی ابرها و آسمون و همینطوری رفت بالا. من اصلا نمی فهمیدم یعنی چی! رفتم از مامانم سئوال کردم جریان چیه؟ مامانم گفت این دقیقا همون احساسی هست که وقتی پدرت رو میبوسم دارم. خب من فکر کردم که پدرم حتما یه بوس جادویی داره که هر کی رو بوس کنه طرف میتونه پرواز کنه. برای همین من هی میرفتم بابام رو بوس می کردم. چشام رو میبستم و تمرکز می کردم، اما هیچ اتفاقی نمیفتاد. چند بار دیگه این کار رو کردم، اما جواب نداد و منم بیخیالش شدم و این ماجرا یادم رفت تا اولین باری که تو منو بوسیدی. اونجا بود که یاد چارلی براون افتادم.

دیالوگ فیلم 
My Girlfriend's Boyfriend(2010) - Daryn Tufts
دیدگاه ها (۲)

دلم می خواهد عاشق شوم. بیشتر دوستانم عاشق اند. برایشان نامه ...

"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﻗ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

« مسابقه دهنده » ²وقتی وارد آشپزخانه شدم یه سگ خیلی بزرگ و ت...

خب خب سلام 👋 اس اول آرت برای دتیز. این بانو @otaku.56با انگ...

هی کوچولو، اگه تو نبودی، هرگز نمی‌فهمیدم دوست داشتن یعنی چی؛...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

اگه #کاری رو انجام میدی که هم توش #بهترینی و هم #خوشحالت میک...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت هشتمویو تهیونگسه روز از اون شبی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۵: نجواهایِ دیوارهااتاق بعد از رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط