{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

( پارت۸)
دیوونه دوست داشتنی 2

*هیکاری میبینه لباس باکوگو که بدتره، اونم یدونه تیشرت پوشیده بود که کلا آستین نداشت و بیشتر شبیه زیر پیرهنی بود و بازو هاش زده بود بیرون و یه شلوارک ورزشی پوشیده*

هیکاری زیر لب گفت:خودت که از من بدتری و بعد نشست

+میبینم که موهاتم شونه نکردی

-اره هه هه هه هه! ملیح خندید

+پس بزار یه چایی بیارم که بخوری و گرم شی، بعد موهاتو شونه میکنم

*باکوگو چایی اورد و نشست روی مبل*

-اها راستی میخواستی یه خبری بهم بدی چی بود؟!

+اره راست میگی یه خبر عالی دارم برات

-چی؟! چی؟! زود بگو

+یه خونه برات پیدا کردم

-ها؟!.... واقعا؟! به این زودی؟!

+اره من دیگه صبح نخوابیدم و رفتم بیرون هم یکمی ورزش کردم و هم دنبال خونه گشتم و بعد.... یجوری پیدا کردم دیگه

*هیکاری پرید تو بغل باکوگو و محکم بغلش کرد*

-واقعا ازت ممنونم جوجه تیغی

+باشه حالا خفه نکن که منو! اخه صبر نداشتم که آرزوت رو براورده کنم

-واقعا ممنونممممممممممممممم❤

+حالا که خوشحالی...... میخوای موهاتو شونه کنم؟

-اره

+باشه بزار شونه بیارم

*باکوگو رفت و شونه رو اورد و هیکاری روی زمین نشست تا باکوگو راحت تر موهاش رو شونه کنه و باکوگو هم روی مبل نشست*

+چقدر موهات بهم ریخته
دیدگاه ها (۰)

( پارت۹)دیوونه دوست داشتنی-اخه صبح حوصله نداشتم شونه کنم*همو...

( پارت۱۳)دیوونه دوست داشتنی2-باشه باز نمیکنم*بعد از یک هفته ...

ببخشین انگار پاک شده😭( پارت ۶)دیوونه دوست داشتنی 2*صبح شد و ...

( پارت۱۱)دیوونه دوست داشتنی 2*بعد باکوگو یهو پیرهنشو دراورد*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط