{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی یه خیابون تصادف شده بود،بعد این راننده هاش خیلی بافره

توی یه خیابون تصادف شده بود،بعد این راننده هاش خیلی بافرهنگ
هرکدوم تکیه داده بودن به ماشینشون منتظر پلیس بودن!
من رفتم جلو از یکیشون پرسیدم: چیجوووری شد تصادف کردین؟؟؟
یارو گفت: من چه میدونم! از این شاسکولِ بی عرضه بپرس!
اون یکی گفت: با منی عـــن چهره!!؟؟ تو برو الاغ سواریتو بکن!
این یکی شاکی رفت یقه شو گرفت گفت:
به من گفتی عن؟؟ بدبختِ کچل!
اون یکی گفت: یقه رو ول کن بوووووووق بوق بوق بوووق!
میزنم با آسفالت یکی بشی ها!!!
بعدم یکی ذاااارت خوابوند تو گوشش.....
خلاصه که هیچـــــــــــی ،
با یه سوال ساده ریده شد به هرچی فرهنگ و ادب آریایی بود :| :)))

#جوک_جوک
دیدگاه ها (۲۲)

ویرایش : یس بالاخره پست شد قیافم بعد از اینکه خواهر کوچیکترم...

ی یه خیابون تصادف شده بود،بعد این راننده هاش خیلی بافرهنگ هر...

توی یه خیابون تصادف شده بود،بعد این راننده هاش خیلی بافرهنگ ...

توی خیابون تصادف شده بود,بعد این راننده هاش خیلی با فرهنگ هر...

تصادف شیرین: قسمت ششم:گوشیم رو ‌روشن کردم،۵تا میس کال از دان...

ماجرایی دوتا گل سرخ گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش دوبار...

A Love Transcending CenturiesPart 6صبحِ روزِ بعد، با صدایِ پ...

*please stey well*PT21

رمان می گل <1> فصل(1)وقتی در تاکسی و باز کرد و ازش پیاده شد ...

پارت ۹۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط