{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همان چوبِ کوچکِ دارچینی،

همان چوبِ کوچکِ دارچینی،
که لحظه ی آخر
درونِ چای می اندازی
همان شماره ی ناشناسی
که لحظه ی آخر
به زنگش پاسخ می دهی
همان عکسی که در لپ تاپت
پنهان می کنی، ولی دور نمی ریزی
پیراهنی که دکمه اش را ندوخته ای

اما
نمی توانی از پوشیدنش منصرف بشوی
من
تمام ِآن ها هستم...
نخواستنی هایی
که ناگهان
نمی توانی از دوست داشتنشان
صرف نظر کنی
دیدگاه ها (۲)

قایقی خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟!نوح اگر کشتی ساخت، عمر...

چه‌قدر من دیدنت را دوست دارم ؛در خوابدر غروبدر همیشه‌یِ هر ج...

نمیدانم در فکرش چه می گذشت ...که در عصر یک روزدلگیر ...رنگ ع...

گاه می اندیشمکه وحشتناک دلم برایت تنگ استاما چاره ای نیست دل...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــ...

بازی خطرناکپارت : ۱۶ سکوت سنگینی داخل ماشین حاکم بود. جونگ ک...

دو قطب مخالف💙🧡پارت ۴✨️💫# قسمت ۴: «همکاری اجباری» 🔥❄️**صحنه ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط