{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایتـِ عشقـِ من و تو ،

حکایتـِ عشقـِ من و تو ،
حکایتـِ | قَـهوهـ | ایستـ کهـ امروز بهـ یادِ تو
تلخـِ تلخـِ نوشیدمـ ...!
کهـ با هَر جُرعهـ ،
بسیار اَندیشیدمـ کهـ این طَعمـ را دوستـ دارمـ یا نهـ !

و آنقدر گیر کردمـ بینِ دوستـ داشتن و نداشتن کهـ
اِنتظارِ تمامـ شُدنشـ را نداشتمـ !

و تمامـ کهـ شد ،
فهمیدمـ باز همـ قَـهوهـ میخواهمـ
حتی | تلخـِ تلخـ |
دیدگاه ها (۲)

تو را نمی دانم !اما من به تمامِ این کوچه و خیابان هابه تمامِ...

این اوج مصیبت انسان عصر ماست:له کردن آنهایی که نمی فهمیمشانو...

خوب ترین حادثه می دانمت...♥

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

پارت چهارم: طعمِ متفاوتِ قهوهرزا برای چند لحظه خشکش زده بود....

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

داشتنِ دوست و دوست داشتن، نعمتی آرام بخش است. اینکه در زندگی...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط