(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ⁸⁸
جیمین:.....
امیلی در حالی که صورتش سرخ شده بود لب زد : جیمین من میخوامت
جیمین : دلبرکم اسیب میبینی همینقدم که دووم آوردی به خاطر هيئته
بلند شو یه حموم اب گرم یکم حالتو سرجاش میاره
-من خوبمممم آلفاااااا
جیمین: روی حرفم حرف نیار امیلی
فقط نگرانش بودم و نمیخواستم روش انقدر فشار بیاد همینطوریشم برای باراولش زیادی بود.
به هر ضرب و زوری که شد بردمش و بدون دقت کردن به اندامهای بدنش برای جلوگیری از هرگونه خطر احتمالی واسه خودمو اون بدن و موهاشو شستم و بعد از خوروندن غذا و قرص مسکن بهش بالاخره ساعتای یازده شب خوابش برد...
به سمت اتاق کارم رفتم و سعی کردم روی این پرونده احمقانه که انقدر بهم ریخته و زیادی خطرناک شده بود رو کار کنم که صدای زنگ گوشیم بلند شد : بله استفان؟
استفان : یه سری نشونه ها پیدا کردیم جیمین قدرت خدای اطلاعات سازمانو دست کم نگیر پسر
جیمین : خب ارتش تک نفره بگو ببینم چی ! پیداکردی
استفان : یه آی پی مخصوص یه کراکر ( چیزی شبیه به هکر که اهداف خرابکارانه جاسوسی و تخریب و اسیب داره صرفا ) که موقعیتهای مکانی حدودی ازش داریم اما منطقش وسیعه و باید هر منطقه رو به طور دقیق بررسی کنیم اما چیزی که موردش جالبه اینه که اون توی همین شهره و زیاد ازت دور نیست به نظرم این کراکر یکی از کساییه که به عصیان گر مربوطه اما باید بگم خیلی حرفه ای به نظر میاد و فکر نمیکنم دستگیر کردنش کار اسونی باشه
جیمین : جکسون اونجاست؟
استفان : اره کنارمه
جیمین : گوشیو بده بهش
چند لحظه گذشت که بعد خش خشی صدای خسته جکسون توی گوشم پیچید : بله ادلر؟
جیمین : فردا میتونی همراه تیمت بری رو موقعیت مد نظر و با نقطه به نقطه شرایط هر شخص منطقه و هرچیزی بررسی که به نظرت لازمه رو بررسی کنی؟ هر منطقه که اونجا نبود یا نمیتونست باشه رو از لیست حذف کن
جکسون : حتما از فردا شروعش میکنم و همین فردام خبرشو بهت میدم
جیمین : خوبه مورد دیگه ای هم هست که باید بدونم؟
جکسون : نه فقط همسرت حالش خوبه؟ گفتی حالش بد شده
جیمین : خوبه ممنون کمی به مراقبت نیاز داره
بعد خداحافظی با جکسون و استفان تموم تمرکزمو دوباره . گذاشتم روی کارو پرونده که داشت به اتفاقای خیلی جالبی ختم میشد وای به حال حرومزادش اگه همونی میبود
که من فكر میکردم پشتش باشه ، نمیدونم چقدر گذشته بود که منم وارد دنیای بی خبری شدم
part ⁸⁸
جیمین:.....
امیلی در حالی که صورتش سرخ شده بود لب زد : جیمین من میخوامت
جیمین : دلبرکم اسیب میبینی همینقدم که دووم آوردی به خاطر هيئته
بلند شو یه حموم اب گرم یکم حالتو سرجاش میاره
-من خوبمممم آلفاااااا
جیمین: روی حرفم حرف نیار امیلی
فقط نگرانش بودم و نمیخواستم روش انقدر فشار بیاد همینطوریشم برای باراولش زیادی بود.
به هر ضرب و زوری که شد بردمش و بدون دقت کردن به اندامهای بدنش برای جلوگیری از هرگونه خطر احتمالی واسه خودمو اون بدن و موهاشو شستم و بعد از خوروندن غذا و قرص مسکن بهش بالاخره ساعتای یازده شب خوابش برد...
به سمت اتاق کارم رفتم و سعی کردم روی این پرونده احمقانه که انقدر بهم ریخته و زیادی خطرناک شده بود رو کار کنم که صدای زنگ گوشیم بلند شد : بله استفان؟
استفان : یه سری نشونه ها پیدا کردیم جیمین قدرت خدای اطلاعات سازمانو دست کم نگیر پسر
جیمین : خب ارتش تک نفره بگو ببینم چی ! پیداکردی
استفان : یه آی پی مخصوص یه کراکر ( چیزی شبیه به هکر که اهداف خرابکارانه جاسوسی و تخریب و اسیب داره صرفا ) که موقعیتهای مکانی حدودی ازش داریم اما منطقش وسیعه و باید هر منطقه رو به طور دقیق بررسی کنیم اما چیزی که موردش جالبه اینه که اون توی همین شهره و زیاد ازت دور نیست به نظرم این کراکر یکی از کساییه که به عصیان گر مربوطه اما باید بگم خیلی حرفه ای به نظر میاد و فکر نمیکنم دستگیر کردنش کار اسونی باشه
جیمین : جکسون اونجاست؟
استفان : اره کنارمه
جیمین : گوشیو بده بهش
چند لحظه گذشت که بعد خش خشی صدای خسته جکسون توی گوشم پیچید : بله ادلر؟
جیمین : فردا میتونی همراه تیمت بری رو موقعیت مد نظر و با نقطه به نقطه شرایط هر شخص منطقه و هرچیزی بررسی که به نظرت لازمه رو بررسی کنی؟ هر منطقه که اونجا نبود یا نمیتونست باشه رو از لیست حذف کن
جکسون : حتما از فردا شروعش میکنم و همین فردام خبرشو بهت میدم
جیمین : خوبه مورد دیگه ای هم هست که باید بدونم؟
جکسون : نه فقط همسرت حالش خوبه؟ گفتی حالش بد شده
جیمین : خوبه ممنون کمی به مراقبت نیاز داره
بعد خداحافظی با جکسون و استفان تموم تمرکزمو دوباره . گذاشتم روی کارو پرونده که داشت به اتفاقای خیلی جالبی ختم میشد وای به حال حرومزادش اگه همونی میبود
که من فكر میکردم پشتش باشه ، نمیدونم چقدر گذشته بود که منم وارد دنیای بی خبری شدم
- ۳.۶k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط