.
.
.
تو رفتی
و من آنقدر مبهوتِ رفتن ات بودم
که گنگ ایستادم
بی آنکه بگویم:
هی تو...
دلم را کجا میبری!
حالا تو رفته ای با دلی که از من بُردی!
من مانده ام
بی دل...روبرویِ ازدحامِ آدم ها
و کسانی که میگویند: " دوستت دارم"
و من فقط خیره میشوم به جاده! لعنتی دلم هنوز هم باتوست!
تو با دو دل و من بی دل,چه عدالتی!
.
تو رفتی
و من آنقدر مبهوتِ رفتن ات بودم
که گنگ ایستادم
بی آنکه بگویم:
هی تو...
دلم را کجا میبری!
حالا تو رفته ای با دلی که از من بُردی!
من مانده ام
بی دل...روبرویِ ازدحامِ آدم ها
و کسانی که میگویند: " دوستت دارم"
و من فقط خیره میشوم به جاده! لعنتی دلم هنوز هم باتوست!
تو با دو دل و من بی دل,چه عدالتی!
- ۷۵۳
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط